الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٦١ - مقدّمه
فصل چهارم: مبانى شادكامى
مقدّمه
در فصل پيش، با ابعاد شادكامى از نظر اسلام آشنا شديم كه عبارت بودند از: رضا و نشاط. رضا، خود نخست به دو بخش شكر و صبر (در حوزه تكوين)، و دو حالت رغبت و كراهت (در حوزه تشريع) تقسيم شد. نشاط نيز بر اساس ابعاد انسان، به نشاط مادى و معنوى تقسيم شد.
گذشته از مؤلّفهها (عناصر تشكيلدهنده)، شادكامى عواملى نيز دارد كه آن را ايجاد مىكنند و در فصل پنجم بيان خواهند شد. عوامل، چيزهايى هستند كه در مقام عمل بايد رعايت شوند تا به تحقّق ابعاد ششگانه و در آخر، به تحقّق شادكامى كمك كنند. ميان اين دو (ابعاد و عوامل)، مبانى قرار دارد كه تأثير تمامى عوامل بر شادكامى را در مؤلّفهها تبيين مىكنند و توضيح مىدهند. بنا بر اين، مسئله اساسى اين فصل، آن است كه پايه نظرى شادكامى در اسلام چيست و چه نظريهاى مىتواند تأثير عوامل شادكامى را تبيين نمايد؟
پيش از بيان مبانى بايد گفت كه شادكامى، همانند هر امر ديگرى، يك حقيقت وجودى دارد و از يك منظر، داراى دو بعد تكوينى و تشريعى است. بر همين اساس بايد به دو اصل اساسى توجّه كرد:
اصل اوّل: مربوط به بُعد تكوينى شادكامى است و رويكرد هستىشناختى دارد. هستى به طور كلّى و از جمله انسان و زندگى او، تابع يك سرى سنن و قوانين خاص است كه از آن به «واقعيتهاى هستىشناختى» ياد مىكنيم. آنچه به بحث ما مربوط مىشود، واقعيتهاى خداشناختى، انسانشناختى، دنياشناختى و دينشناختى است. قوانين و سنن حاكم بر هستى، فقط شامل امور تكوينى و سختافزارى (طبيعت) نمىشود. امور نرمافزارى نيز قوانين و سنن خاص خود را دارند. هدف اين قوانين نيز تأمين سعادت واقعى و شادكامى پايدار آدمى است. آنچه مهم