الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٧٧ - بررسى و مقايسه
اخلاقى اند-. وانگهى در بخش عوامل تحقّقبخش شادكامى نيز باز پاى فضايل اخلاقى به ميان مىآيد كه در جاى خود بيان شد. از اين رو، مىتوان گفت كه در نوع و تعداد فضيلتهاى اخلاقى و همچنين در طبقهبندى آنها و جايگاهشان در نظام شادكامى، تفاوتهايى بين ديدگاه اسلام و ديدگاه سليگمن وجود دارد.
رابعاً مراد سليگمن از زندگى بامعنا، جهت، متعالى دادن به تلاشها و فعّاليتهاست. از اين رو، با نظريه معنادرمانى[٢١٨٠] ويكتور فرانكل، نزديك است. نظريه فرانكل، بر معناجويى افراد در زندگى تأكيد دارد. او معتقد است كه رفتار انسانها نه بر پايه لذّتگرايى نظريه روانكاوى فرويد و نه بر پايه نظريه قدرتطلبى آدلر است؛ بلكه انسانها در زندگى به دنبال معنا و مفهومى براى زندگى خود هستند.[٢١٨١] اگر فردى نتواند معنايى در زندگى خويش بيابد، احساس پوچى به او دست مىدهد و از زندگى نااميد مىشود و ملالت و خستگى از زندگى، تمام وجودش را فرا مىگيرد؛ امّا به لحاظ مطالعات اسلامى، معنادارى- كه در ادبيات قديم از آن به عنوان فلسفه زندگى يا هدف و نيت رفتارها ياد مىشد-، از جايگاه بلندى برخوردار است.[٢١٨٢] از اين رو، به ديدگاه اسلام نيز نزديك است.
البته در اين كه «معناى زندگى چيست؟ و جايگاهش در الگوى شادكامى كجاست؟»، ممكن است تفاوتهايى بين اين دو باشد. اين با اصل نظريه توحيد در شادكامى، ارتباط تنگاتنگ و تفكيكناپذير پيدا مىكند. همان گونه كه آن جا بيان شد، از ديدگاه اسلام، «الله» تنها مسئله ارزشمندى است كه مىتواند معناى زندگى انسان قرار گيرد و به همه تلاشها و ابعاد زندگى انسان جهت دهد. لذا از ديدگاه اسلام، معنادارى، پس از توحيد، در رأس عوامل شادكامى قرار دارد كه به تمام زندگى جهت مىدهد و بر هر دو بخش نشاط و رضامندى، سايه مىگستراند و اختصاصى به بُعد خاصّى از آن ندارد. بر اساس معارف اسلام، هم نشاط زندگى، هم بُعد حوادث (خوشايند و ناخوشايند) و هم بُعد وظايفِ (بايد و نبايدِ) زندگى بايد در راستاى حركت به سوى
خداوند تنظيم شوند و رنگ الهى به خود بگيرند. با اين بيان، روشن مىشود كه معنادارى در نظريه شادكامى اسلام، هم در مفهوم و هم در جايگاهش، با نظريه سليگمن تفاوت دارد. الله، معناى زندگى در تفكّر اسلامى است، به خلاف نظريه سليگمن و نيز جايگاه آن در رأس عوامل قرار دارد؛ در حالى كه سليگمن، آخرين مرحله را معنادارى مىداند. در ديدگاه اسلام، از همان آغاز و در تمام مراحل زندگى بايد اين معنا (يعنى الله) جريان داشته باشد. البته اين با تكامل منافات ندارد.
[٢١٨٠].Logo Therapy .
[٢١٨١]. فرانكل، ١٩٦٥؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٨٢]. ر. ك: فصل پنجم: عامل مشترك در شادكامى.