الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٦٥ - برنامه مبتنى بر استفاده از توانمندى ها و فضايل شخصى
اعتدال، با محوريت «نيروهاى بازدارنده از زيادهروى»، شامل توانمندىهاى: بخشش،[٢١١٨] فروتنى (حيا)،[٢١١٩] دورانديشى،[٢١٢٠] و خودگردانى.[٢١٢١]
تعالى، با محوريت «نيروهاى پيوند دهنده با جهان برتر»، شامل توانمندىهاى: اقرار به زيبايى و شگفتى،[٢١٢٢] سپاسگزارى،[٢١٢٣] اميد،[٢١٢٤] شوخ طبعى،[٢١٢٥] و ديندارى (ايمان مذهبى).[٢١٢٦]
سليگمن معتقد است كه زندگى درگيرانه نمىتواند به عنوان حالتى دائمى در نظر گرفته شود؛ بلكه اين زندگى، نوعى كمال پيوسته توانمندىها و ارزشهاى فرد است. بنا بر اين زندگى درگيرانه، نوعى زندگى در حال كمال يا رشد مداوم است.[٢١٢٧] بر همين اساس، دانشمندان از مداخلههايى براى تحقّق اين نوع زندگى استفاده نمودهاند كه در ادامه به آنها اشاره مىكنيم.
برنامه مبتنى بر استفاده از توانمندىها و فضايل شخصى
شناسايى توانمندىهاى مَنِشى (ذاتى) افراد، خود به خود امرى برانگيزاننده بوده و آنان پس از شناخت توانمندىهاى برتر خود براى استفاده از آنها انگيزه بالايى پيدا مىكنند؛ امّا علاوه بر اين شناخت و استفاده از توانمندىها، مداخلهاى كه پترسون تحت عنوان «فنّ استفاده از توانمندىهاى مَنِشى به شيوههاى نو» از آن ياد مىكند، به افراد مىآموزد تا در كنار روشهاى مرسوم و معمولىاى كه تاكنون از توانمندىهاى خويش استفاده مىكردهاند، سعى كنند تا از اين توانايىها به شكلها و روشهاى تازهترى هم بهره ببرند.[٢١٢٨]
در يك مطالعه بينالمللى كه پارك، پترسون و سليگمن در ٥٤ كشور گوناگون دنيا انجام داده بودند- و گزارشى از آن در كتاب پترسون آمده است-، محقّقان پى بردند كه توانمندىهايى كه در بيشتر كشورها بالاترين حدّ موافقت با آنها در بين مردم به چشم مىخورد، عبارت اند از: مهربانى، انصاف، سخاوت، شكرگزارى و گشودگى ذهنى.[٢١٢٩]
[٢١١٨].Forgiveness .
[٢١١٩].Modesty .
[٢١٢٠].Prudence .
[٢١٢١].Self -regulation .
[٢١٢٢].Appreciation of beauty and excellence .
[٢١٢٣].Gratitude .
[٢١٢٤].Hope .
[٢١٢٥].Humor .
[٢١٢٦].Religiousness .
[٢١٢٧]. يورگنسن و نفستاد، ٢٠٠٤؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٢٨]. پترسون، ٢٠٠٦؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[٢١٢٩]. براتى، ١٣٨٨، ص ٨١.