الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٥٠ - مذهب و هيجانات مثبت
دريافت كه افسردگى در كسانى كه به كليسا مىرفتند، يا به طرز خصوصى عبادت و نيايش مىكردند، كمتر بود.
آرگايل مىگويد: مذهبى بودن مىتواند آثار فشار روانى را خنثا كند. پارك و همكارن دريافتند كه دانشجويانى كه از لحاظ مذهب درونى در سطح بالايى بودند، پس از وقايع منفى زندگى، احساس افسردگى، اضطراب يا كاهش عزّت نفس نمىكردند.
وى در بخش ديگرى مىافزايد: به طور كلّى، تعهّد مذهبى قطعاً با ميزان كمتر خودكشى همبستگى دارد. كامستاك و پاتريچ نشان دادند كه براى كسانى كه هفتهاى يك بار يا بيشتر به كليسا مىروند، نرخ خودكشى ٤٥ درصد در هر هزار نفر بود. در حالى كه براى كسانى كه هرگز به كليسا نمىروند، اين ميزان، معادل ٢/ ١ در هر هزار نفر بود. پيوستگى اجتماعى احتمالًا دليل اصلى اين موضوع است. ميزان خودكشى در كليساها و جوامعى كه شبكههاى اجتماعى قوىتر و ميزان طلاق پايينترى دارند، كمتر است (بيت هالامى[٢٠٤٨] و آرگايل).[٢٠٤٩]
مذهب و هيجانات مثبت
مراقبه متعالى، خدمات كليسا و ديگر فعّاليتهاى مذهبى مىتواند به هيجانات مثبت قوى منجر شود كه ممكن است در مقياسهاى كلّى شادكامى، انعكاس يابند. آرگايل و هيلز سيصد نفر از بزرگسالان را در آكسفوردشاير آزمايش كردند و سه عامل را در عاطفه مذهبى پيدا كردند كه عبارت اند از: مراقبه متعالى،[٢٠٥٠] عرفان يا ماندگار جهانى،[٢٠٥١] و عامل قوى اجتماعى. آرگايل تصريح مىكند كه در هر يك از اين عوامل، عناصر شادكامى يا ديگر عناصر سلامتى وجود دارد.
در مطالعه مربوط به تجارب مذهبى شديدتر- كه معمولًا به ندرت و در انزوا رخ مىدهند-، معلوم شده است كه اين تجارب، احساسات مثبت ايجاد مىكنند. هى، در نمونهاى از بزرگسالان در ناتينگهام دريافت كه ١٦ درصد گفته بودند كه در حالت آرامش، سرور، وجد، تعالى يا خوف بودهاند. گريلى[٢٠٥٢] در يافت كه آنهايى كه تجارب عرفانى كلاسيك داشتهاند و تحت عنوان «شناور بودن و نور» توضيح داده شده است، بعداً در حالت عاطفه مثبت قرار گرفته بودهاند.
[٢٠٤٨].Beit Hallahmi .
[٢٠٤٩]. آرگايل، ١٣٨٢، ص ٢٦٥- ٢٦٧.
[٢٠٥٠].Transcendence .
[٢٠٥١].Immanent .
[٢٠٥٢].Greely .