الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٣٨ - عوامل هيجانات
آلان كار بر نكته مهمّى در باب اين عوامل تأكيد مىكند. وى معتقد است كه لذّت و دنبال كردن آن، گاهى ممكن است به شادكامى بينجامد؛ امّا هميشه چنين نيست. براى مثال، لذّتهاى كوتاهمدّت حاصل از سيگار يا مواد مخدّر، به ناشادكامى بلندمدّت همراه با بيمارى منجر مىشود. اقدام به قتل انتقامجويانه، حمله، تجاوز جنسى و سرقت ممكن است با خشنودى آنى يا لذّت كوتاهمدّت همراه باشد؛ امّا پيامدهاى اجتماعى، روانى يا جسمانى بلندمدّت آن به بدبختى و حرمان مىانجامد. سپس به يك قانون در حيات انسانى اشاره مىكند و مىگويد كه ما انسانها به گونهاى تكامل يافتهايم (آفريده شدهايم) كه برخى از موقعيتهاى خاص ممكن است ما را شاد كنند؛ ولى برخى ديگر از آنها به تجربههاى اندوهناك منجر مىشوند.[١٩٧٣]
سپس وى به بررسى نقش شخصيت و ارثى بودن نقطه تثبيت شادكامى، و همچنين نقش فرهنگ در تسهيل يا تهديد احساس شادكامى مىپردازد و پس از تأييد اين مطلب كه نقطه تثبيت[١٩٧٤] شادكامى به طور وراثتى از قبل تعيين مىشود[١٩٧٥] و فرهنگ موجب تسهيل يا تهديد حس شادكامى مىشود،[١٩٧٦] تصريح مىكند كه بر خلاف اين واقعيتها، اين امكان وجود دارد كه مهارتهايمان را پرورش دهيم و محيط را به گونهاى سامان بخشيم كه بخش عمدهاى از وقت خود را در حدّ نقطه تثبيت شادكامى يا وراى آن بگذرانيم و به اين طريق، حس سلامتىمان را بهينه مىسازيم.
وى سپس بر اصل «آگاهى از موقعيتهاى تأمين كننده رضامندى عميق» به عنوان شرط تحقّق شادكامى- كه گروهى از محقّقان بر آن تأكيد دارند- تصريح مىكند[١٩٧٧] و آن موقعيتها را به پنج گروه طبقهبندى مىنمايد و چنين گزارش مىكند:
الف. از نظر ارتباطى: ١. ازدواج با كسى كه مشابه ماست؛ ٢. گفتگوى محبّتآميز و روشن و ناديده گرفتن خطاها؛ ٣. حفظ تماس با تمام افراد خانواده؛ ٤. حفظ و ايجاد دوستىهاى عميق با تعداد نسبتاً كوچكى از مردم؛ ٥. برقرارى ارتباط و همكارى با گروههاى نسبتاً بزرگتر؛ ٦. پرداختن به امور مذهبى يا روحانى.
ب. از نظر شرايط محيطى: ١. تأمين راحتى جسمانى و مالى براى خود و خانواده (بدون سوار شدن بر گردونه لذّتگراى مصرفگرايى)؛ ٢. زيستن در محيط جغرافيايى زيبا، امن و پربار (برخوردار از: آب و هواى خوب، و موسيقى و هنر مطلوب).
[١٩٧٣]. همان، ص ٥٦.
[١٩٧٤].set -point .
[١٩٧٥]. ر. ك: آلان كار، ١٣٨٥، ص ٥٦ به بعد.
[١٩٧٦]. ر. ك: همان، ص ٦٠ به بعد.
[١٩٧٧]. همان، ص ٦١.