الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٣٣ - بررسى و مقايسه
هيجانهاى مثبت علاوه بر بهزيستى، سلامتى را نيز به ارمغان مىآورند و اين كار را نه صرفاً در لحظات خوش زمان حال؛ بلكه در درازمدّت به انجام مىرسانند.
به اعتقاد وى هيجانهاى، مثبت زمينه شناختى را وسعت مىبخشند و اين فضاى ذهنى توسعه يافته، فوايد سازگارانه درازمدّت و غير مستقيم را موجب مىشوند؛ زيرا اين توسعه، منابع پايدار فردى را مىسازند. از اين رو، اثر هيجانهاى مثبت از تجربه آنى و زودگذر آنها ماندگارتر است. علاوه بر آن، اين اثرات در طول زمان انباشته و تركيب مىشوند و موجب حركت مارپيچ صعودى به سمت سلامتى و بهزيستى مىگردند. بنا بر اين، نظريه توسعه و ساخت، بيانگر آن است كه هيجانهاى مثبت، با كمك به افراد در جهت انعطافپذيرى، خلاقيت و خردمندى، وارستگى، انسجام اجتماعى بيشتر و در رأس همه اينها سلامت جسمانى بيشتر، مىتوانند آنان را به سوى بهبودى دگرگون كنند.[١٩٥٧] اين نظريهپردازان- با تبيينى كه گذشت- هيجانهاى مثبت را عامل بهزيستى روانى و شادكامى مىدانند.
فردريكسون در تازهترين اثر خويش، مجموعهاى از مداخلات را براى افزايش هيجانهاى مثبت در قالب تمرينها (يا فعّاليتها)[١٩٥٨] عرضه كرده است.[١٩٥٩] اين محقّق همچنين به همراه همكاران خود، در جهت ارتقاى هيجانهاى مثبت، طى مطالعهاى، مداخلههايى را تحت عنوان «شبه تجربههاى شخصى»[١٩٦٠] تدوين و اجرا كردند. اين مداخلات عبارت اند از: شناخت ماجراهاى خود، القاى هيجانهاى مثبت براى كمك به خلاقيت و بيشتر شدن همپوشانى خود- ديگرى پس از تجربه هيجانهاى مثبت.[١٩٦١]
- بررسى و مقايسه
آنچه در اين باره مىتوان گفت اين است كه: به نظر مىرسد اين نظريه، تفسيرى هيجانى از شادكامى دارد و تنها عنصر آن را هيجانات مثبت، مىداند. اين كه هيجانات مثبت نقش مهمى در شادكامى دارد، قابل انكار نيست. در مطالعات اسلامى نيز بخش مهمّى از شادكامى، به اين بخش اختصاص دارد و ما آن را در بحث نشاط، طرح كرديم؛ امّا سؤال اين است كه آيا شادكامى فقط بُعد هيجانى دارد؟ آيا بُعد شناختى و رفتارى انسان، نقشى در شادكامى ندارند؟ اين نظريه، هر چند به اندازه خود درست است؛ امّا فراگير نيست و ديگر ابعاد وجودى انسان و ديگر ابعاد شادكامى را
[١٩٥٧]. فردريكسون، ٢٠٠٩؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[١٩٥٨].Exercise .
[١٩٥٩]. فردريكسون، ٢٠٠٩؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.
[١٩٦٠].personal mini -experinces .
[١٩٦١]. كاك، كتالينو و فردريكسون، ٢٠٠٨؛ به نقل از براتى، ١٣٨٨.