الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٢٦ - سه نظريه فهرست اهداف
نقدهاى وارده بر نظريه لذّتگرايى صورت گرفته باشد-، بايد به فال نيك گرفت، امّا در عين حال بايد گفت كه:
اوّلًا در اين كه خواستهها موجب شادكامى شوند، جاى ترديد وجود دارد. اين بدان جهت است كه هميشه اين گونه نيست كه هر خواستهاى در راستاى شادكامى واقعى شود و به شادكامى واقعى بينجامد. گاه ممكن است خواسته انسان، برخلاف سعادت و شادكامى وى باشد. در چنين مواقعى آيا مىتوان گفت كه تحقّق هر خواستهاى، موجب شادكامى پايدار و اصيل مىگردد؟! قطعاً چنين نيست و اين بدان جهت است كه ميان خواسته و مصلحت انسان، تفاوت وجود دارد. آنچه موجب شادكامى است، مصلحت انسان است و آنچه انسان به دنبال آن است، گاه با مصلحت وى ناهماهنگ است. از اين رو، قرار دادن مركز ثقل نظريه، بر خواسته، نادرست است. به همين جهت، اسلام بر «خير و مصلحت» انسان تأكيد دارد، نه خواستههاى وى.[١٩٢٧]
ثانياً اين كه تحقّق خواستهها و ارضاى نيازها موجب احساس خرسندى و شادكامى مىشود، با رويكردى روانشناختى، سخن درستى است؛ يعنى انسان به لحاظ روانشناختى، وقتى خواستههاى خود را تحقّق يافته ببيند، احساس رضامندى و شادكامى خواهد نمود؛ امّا همان گونه كه گذشت، هر خواستهاى، موجب شادكامى نمىشود و گاه ممكن است خواستههاى انسان، موجب ناشادكامى و بدبختى گردد. از اين رو، نبايد خواستهها را يله و رها كرد؛ بلكه بايد مطابق با شادكامى واقعى، تنظيم نمود. به همين جهت در منابع اسلامى، تنظيم انتظارات و خواستهها مورد توجّه قرار گرفته است. اگرانسان خواستههايش را طبق مصلحتهايش تنظيم نمايد، تحقّق آنها، هم احساس شادكامى را به وجود مىآورد و هم شادكامى واقعى را به ارمغان مىآورد.
سه. نظريه فهرست اهداف
نوسبام، اساس شادكامى را بر دستيابى به اهداف مىداند. بر اساس نظريه «فهرست اهداف» چيزهاى حقيقتاً ارزشمندى در دنيا وجود دارند و شادكامى، عبارت است از دستيابى به تعدادى از اين اهداف حقيقتاً ارزشمند؛ امورى چون شغل، دوستى، آموزش، معرفت، راحتى و رفاه مادى و سلامتى (نوسبام، ١٩٩٢).[١٩٢٨] طبق نظريه نوسبام، «اهداف»، تنها جزء شادكامى به شمار مىروند.
اهداف نيز مىتوانند به تناسب ديدگاههاى افراد، متغير باشند. بنا بر اين، كاميابى در تحقّق اهداف، عامل شادكامى به شمار مىرود.
[١٩٢٧]. اين مطلب را پيشتر در بحث مقايسه رويكردها، و همچنين در فصل پنجم بحث« خيرگرايى»، مورد بررسى قرار داديم.
[١٩٢٨]. براتى، ١٣٨٨.