الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٠٩ - ج- مناسبات تقدير خدا و واكنش انسان
«سرور مؤثّر» ناميديم. سرور مؤثّر و خير مؤثّر، چون در حدّ تقديرند، تأثيرى در زندگى انسان نخواهند داشت و تنها زمانى تأثيرگذار خواهند بود كه تحقّق يافته باشند. پس مىتوان گفت:
سرور مؤثّر+ خير مؤثّر/ شادكامى تحقّقيافته
وقتى شادى و سرور مؤثّر تحقّق يافت، احساس نشاط شكل مىگيرد، و وقتى خير مؤثّرْ تحقّق يافت، احساس رضامندى به وجود مىآيد. اكنون سؤال اين است كه چه چيزى خير مقدّر و سرور مقدّر را به خير مؤثّر و سرور مؤثّر تبديل مىكند؟ پاسخ در واكنش مناسب به هر كدام است. واكنش مناسب به سرور و شادى مقدّر، التذاذ يا لذّت بردن است كه عوامل آن را در دو بُعد مادى و معنوى برشمرديم.
...
نمودار (١١- ٨) نمودار نشاط مؤثّر
امّا واكنش مناسب به خير مقدّر، كمى پيچيده و دو سطحى است؛ يك سطح آن، واكنشِ كلّى نسبت به تقدير خداوند است و سطح ديگر آن، واكنشِ ناظر به موقعيتهاى چهارگانه (خوشايند و ناخوشايند/ بايد و نبايد). واكنش كلّى، «رضامندى» و واكنشهاى ناظر به موقعيت، به ترتيب عبارت اند از: «شكر»، «صبر»، «رغبت به طاعت و انجام دادن آن» و «كراهت از معصيت و ترك كردن آن». آنچه دو سطحى بودن واكنش را تحليل مىكند، نوع مناسبات قضا و قدر با ابعاد چهارگانه آن است. اين نوع، دو گونه ارزيابى را به وجود مىآورد. وقتى خيرِ مقدَّر به عنوان يك كلّ و بدون توجّه به ابعاد، مورد ارزيابى قرار مىگيرد، رضامندى از تقدير به وجود مىآيد و وقتى ابعاد چهارگانهاش مورد ارزيابى قرار مىگيرند، شكر، صبر، رغبت به طاعت و انجام دادن آن، و كراهت از معصيت و ترك كردن آن به وجود مىآيند. وقتى چنين امرى تحقّق يافت، خير مقدّر به خير مؤثّر تبديل مىشود و خير مؤثّر، زندگى خوب را رقم مىزند و در نتيجه، رضايت ثانويه از زندگى به وجود مىآيد. رضايت نخست، رضايت از تقدير خير بود و اين رضايت، رضايت از تحقّق خير (يا زندگى خوب) است.