الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٥٠ - واكنش هاى مثبت
بسته به رعايت مستحبها و تلاشهاى بيشتر است (شادكامى حدّاكثرى). مكروهها نيز عوامل تهديد كنندهاى هستند كه درجه لزومشان به حرامها نمىرسد. حرامها امورى هستند كه با وجود آنها دستيابى به شادكامى پايدار، ممكن نيست. در حالى كه با وجود مكروهها امكان دستيابى به سطوح اوّليه شادكامى، وجود دارد (شادكامى حدّاقلى)؛ امّا سطوح عالىتر آن به دست نمىآيد. در حقيقت، مكروهها مانعى براى تحقّق سعادت حدّاكثرى اند.
بنا بر اين، تفاوت واجبها با مستحبها، و حرامها و مكروهها، در درجه لزوم و ضرورتشان است، نه چيز ديگر. از اين رو، واجبها با مستحبها در گروه بايدهاى قانون، و حرامها و مكروهها در گروه نبايدها قرار مىگيرند. البته در بحث ما، تفاوت ميان واجب و مستحب، و حرام و مكروه، مورد توجّه قرار نمىگيرد و بيشتر بر اساس همان بايد و نبايد بحث خواهيم كرد.
از سوى ديگر، پاداش و كيفر اعمال نيز جزو قضاى تشريعى بهشمار مىرود. خداوند متعال براى انجاميافتن بايدها، «پاداش» تعيين كرده و براى ترك نبايدها «كيفر» قرار داده است. اينجاست كه موضوعات ثواب و عقاب نيز معنا مىيابند. جعل بايد و نبايد، پيش از عمل انسان قرار دارد و تحقّق ثواب و عقاب، پس از عمل او، و در ميان اين دو، رفتار انسان قرار دارد كه در بحث بعد به آن مىپردازيم.
...
نمودار (٣- ٤) نمودار قضاى تشريعى
- واكنشهاى مثبت
واكنش انسان، در دو مقام قابل بحث است: مقام عمل و احساس. چگونگى واكنش ما در مقام عمل، مفاهيم «طاعت» و «معصيت» را بهوجود مىآورد و در مقام احساس نفسانى، «رغبت» و «كراهت» را شكل مىدهد. آنچه به بحث رضامندى ارتباط پيدا مىكند، واكنش هيجانى و احساس نفسانى در برابر دو قلمرو بايدها و نبايدهاى تشريعى است. به ديگر بيان، رضامندى از قوانين الهى