الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٨٧ - ج- برنامه ريزى براى لذّت
در باره گونه چهار قسمتى نيز مدلهايى وجود دارد. يكى از آنها مدلى است كه از امام كاظم (ع) در اين باره نقل شده است:
اجتَهِدُوا فى أن يَكونَ زَمانُكُم أربَعَ ساعات: ساعَةً لِمُناجاةِ اللهِ، وساعَةً لِأمرِ المَعاشِ، وساعَةً لِمُعاشَرَةِ الإخوانِ والثّقاتِ الَّذينَ يُعَرَّفونَكُم عُيوبَكُم ويُخلِصونَ لَكُم فى الباطِنِ، وساعَةً تَخلونَ فيها لِلَذّاتِكُم فى غَيرِ مُحَرَّمٍ، و بِهذِهِ السّاعَةِ تَقدِرونَ عَلى الثلاثِ ساعاتٍ ... اجعَلوا لِاءَنفُسِكم حَظّا مِنَ الدُّنيا بِإِعطائِها ما تَشتَهى مِنَ الحَلالِ وما لا يثلِمُ المُروءَةَ وما لا سَرَفَ فيهِ، وَاستَعينوا بِذلِك عَلى امورِ الدّينِ، فَإِنَّهُ رُوِى: لَيسَ مِنّا مَن تَرَك دُنياهُ لِدينِهِ، أو تَرَك دينَهُ لِدُنياهُ.[١٧٨٠]
تلاش كنيد زمان شما چهار قسم باشد: زمانى براى مناجات با خدا؛ زمانى براى تأمين زندگى؛ زمانى براى رابطه با برادران و افراد مطمئن كه شما را با عيوب خودتان آشنا مىكنند و در باطن، ارادتمند شما هستند؛ و زمانى براى خلوت براى لذّتهاى غير حرام خود، و به وسيله اين زمان، توان انجام دادن سه كار نخست را مىيابيد ... با برآوردن خواستهاى روانى خود تا آن جا كه به مروّت [و شخصيت] صدمه نزند و اسراف نباشد، خويشتن را از دنيا بهرهمند سازيد و از دنيا در كارهاى دينتان كمك بگيريد؛ زيرا روايت شده است كه: از ما نيست آن كه دنيايش را براى دينش يا دينش را به خاطر دنيايش وا گذارد.
...
نمودار (١٠- ٤)
به نقل از پيامبر خدا (ص) در صُحف ابراهيم (ع) نيز به اين مسئله پرداخته شده و ويژگى فرد خردمند اين گونه دانسته شده كه زمان خود را به چهار قسم تقسيم كند: دو قسم براى لذّتهاى مادى و معنوى و دو قسم ديگر براى خودارزيابى (محاسبه نفس) و تفكّر در آفرينش خدا.[١٧٨١]
[١٧٨٠]. تحف العقول، ص ٤١٠؛ فقه الرضا، ص ٣٣٧؛ بحار الأنوار، ج ٧٨، ص ٣٢١، ح ١٨.
[١٧٨١]. پيامبر خدا( ص)- فى ذِكرِ ما فى صُحُفِ إبراهيمَ( ع): وعَلَى العاقِلِ مالَم يكن مَغلوبا عَلى عَقلِهِ أن يكونَ لَهُ ساعاتٌ: ساعَة يناجى فيها رَبَّهُ عز و جل وساعَة يحاسِبُ نَفسَهُ، وساعَة يتَفَكرُ فيما صَنَعَ اللهُ عزّ وجلّ إلَيهِ، وساعَة يخلو فيها بَحَظِّ نَفسِهِ مِن الحَلالِ؛ فَإِنَّ هذِهِ السّاعَة عَونٌ لِتِلك السّاعاتِ وَاستِجمامٌ لِلقُلوبِ، وتَوزيعٌ لَها( الخصال، ص ٥٢٥، ح ١٣؛ معانى الأخبار، ص ٣٣٤؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٧٣، ح ١).