الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٣ - واكنش هاى مثبت
واژهها در احاديث روشن مىگردد. در پارهاى از روايات- كه در بحث بعدى به آنها اشاره خواهيم كرد- سه واژه قضاء، بلاء و نعماء در كنار هم آمدهاند. با توضيحى كه گذشت، معلوم مىگردد كه اين سه، در عرض يكديگر نيستند؛ بلكه بلاء و نعماء (يا واژههاى مشابه)، زيرمجموعه قضاء هستند. تحليل مفهومى سه واژه مورد بحث (قضاء، بلاء و نعماء) به اضافه شواهد روايى، اين مطلب را ثابت مىكند. پيشتر گفتيم كه قضا و قدر يعنى آنچه خداوند، معين كرده و به آن حكم مىكند و آنچه خداوند در بُعد تكوين به آن حكم مىكند، يا خوشايند است يا ناخوشايند كه از آنها به نعمت يا بلا ياد مىشود. اين، نكتهاى مهم در فهم صحيح اين روايات و شناخت دقيق نسبت ميان مفاهيم دينى است. نمىتوان اين سه را در عرض هم و يا به صورت مستقل تحليل كرد. دو موضوع بلا و نعمت، در عرض يكديگرند و هر دو، در طول موضوع قضا قرار مىگيرند.
- واكنشهاى مثبت
واكنش به اصل قضا و قدر، يا رضامندى (الرضا) يا نارضايتى (سخط) است؛ امّا واكنش به اقسام قضا و قدر چيست؟ همان گونه كه در روايات، سه واژه قضاء، بلاء و نعماء با هم مىآمدند، سه مفهوم «رضا»، «صبر» و «شكر» نيز در كنار هم ذكر مىشوند. رضا، واكنش به قضاء، صبر، واكنش به بلاء و شكر، واكنش به نعماء است. اكنون به بررسى مستندات مىپردازيم. براى نمونه، امام كاظم (ع) نقل مىكند كه در يكى از جنگها، گروهى خود را به پيامبر خدا (ص) عرضه داشتند. پيامبر (ص) پرسيد كه: «اينان چه كسانى هستند؟». پاسخ دادند: اى پيامبر خدا! ما مؤمن هستيم. پيامبر (ص) پرسيد: «ايمانتان به چه درجهاى رسيده است؟». آنان در پاسخ گفتند: شكيبايى هنگام گرفتارى، و سپاسگزارى هنگام راحتى، و خشنودى هنگام قضا [ى الهى].[١٦٤]
در حديثى كه از پيامبر خدا (ص) نقل شده است، افرادى كه واكنششان نسبت به سه موقعيت قضا و بلا و نعمت، رضامندى و صبر و شكر باشد، خداى متعال آنها را جزء بندگان راستين درگاه خود قرار مىدهد:
إنَّ اللهَ- جَلَّ ثَنَاءُهُ- يقولُ: وَ عِزَّتى وَ جَلَالِى، مَا خَلَقتُ مِن خَلقِى خَلقاً أحَبَّ إلَى مِن عَبدِى المُؤمِنِ، وَلَذَلِك سَمَّيتُهُ بِاسمى مُؤمِناً ... فَليرضَ بِقَضَائِى، وَ ليصبِر عَلَى بَلَائِى، وَليشكر نَعمَائِى، أكتُبهُ يا مُحَمَّدُ مِن الصِّدّيقينَ عِندِى.[١٦٥]
[١٦٤]. امام كاظم( ع): رَفَعَ إلى رسول الله( ص) قَومٌ فى بَعضِ غَزَواتِهِ، فَقالَ: مَنِ القَومُ؟ فَقالوا: مُؤمِنونَ يا رسول الله. قالَ: وما بَلَغَ مِن إيمانِكم؟ قالوا: الصَّبرُ عِندَ البَلاءِ، وَالشُّكرُ عِندَ الرَّخاءِ، وَالرِّضا بِالقَضاءِ. فَقالَ رسول الله( ص): حُلَماءُ عُلَماءُ، كادوا مِنَ الفِقهِ أن يكونوا أنبِياءَإن كنتُم كما تَصِفونَ، فَلا تَبنوا ما لا تَسكنونَ، ولا تَجمَعوا ما لا تَأكلونَ، وَاتَّقُوا اللهَ الَّذى إلَيهِ تُرجَعونَ( الكافى، ج ٢، ص ٤٨، ح ٤؛ مشكاة الأنوار، ص ٧٥، ح ١٤٣؛ بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ١٤٤، ح ١٣٢).
[١٦٥]. مشكاة الأنوار، ص ٣٣.