الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤١٥ - منطق درست تصوّر «كفايت خدا»
خداوندا! من بنده تو و پسر بنده تو و كنيز تو ام. پيشانى من به دست توست، حكم تو در من جارى است. قضاى تو در حقّ من عدالت است. از تو مىخواهم به هر نامى كه از توست و تو خودت را با آن مىخوانى، يا به كسى از بندگانت ياد دادهاى، يا در كتابت نازل كردهاى، يا در علم پنهان نزد خود قرار دادهاى، كه قرآن را بهار قلب من و نور سينه من و صيقل اندوه من و برنده غم من قرار دهى.
همچنين ايشان (پيامبر (ص)) مىفرمايد: هيچ بندهاى نگفت «اللّهم رب السماوات السبع و رب العرش العظيم، اكفنى كل هم من حيث شئت، و كيف شئت، من أين شئت؛ خداوندا! اى صاحب اختيار آسمانهاى هفتگانه و صاحب عرش بزرگ! همه همّ و اندوه مرا كفايت كن از هر جهت كه تو مىخواهى، و هر گونه كه مىخواهى و از هر جا كه مىخواهى»[١٤٨٧] مگر آن كه خداوند، اندوه او را از بين خواهد بُرد.[١٤٨٨]
در روايت ديگرى نيز آمده كه ايشان به اميرمؤمنان على (ع) مىفرمايد: هر گاه چيزى تو را ناراحت ساخت، بگو:
اللّهُمَّ احرُسنى بِعَينِكَ الّتى لا تَنامُ، وَاكنُفنى بِرُكنِكَ الَّذى لا يُرامُ، واغفِر لى بِقُدرَتِكَ عَلَىَّ فَلا أهلك وأَنتَ رَجائى، رَبِّ كَم مِن نِعمَةٍ أنعَمتَ بِها عَلَىَّ قَلَّ لَكَ عِندَها شُكرى، وكَم مِن بَليَّةٍ إبتَلَيتَنى بِها قَلّ لَكَ عِندَها صَبرى، فَيا مَن قَلَّ عِندَ نِعمَتِهِ شُكرى فَلَم يَحرِمنى، وَيا مَن قَلَّ عِندَ بَلِيَّتِهِ صَبرىٍ فَلَم يَخذُلنِى، ويا مَن رَآنى عَلَى الخطايا فَلَم يَفضَحنى، يا ذَا المَعروفِ الَّذى لا يَنقَضى أبداً، ويا ذَا النَّعماءِ الَّتى لا تُحصى أبداً، أسألُكَ أن تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَعَلى آلِ مُحَمَّدٍ، وبِكَ أدرَأُ فى نُحورِ الأعداءِ والجَبّارينَ.[١٤٨٩]
خداوندا! با چشمت- كه نمىخوابد-، از من حراست كن، و در پناه تكيهگاهت- كه آسيب نمىبيند-، مرا كفايت كن، و به قدرتى كه بر من دارى، مرا ببخش تا هلاك نشود، در حالى كه تو اميد منى. پروردگارا! چه بسا نعمتى كه به من دادى و سپاس من از تو كم بود، و چه بسا بلايى كه مرا به آن مبتلا كردى و صبر من در آن كم بود. پس اى كسى كه شكر من از نعمتش كم بود، ولى مرا محروم نساخت، و اى كسى كه صبر من از بلايش كم بود، ولى مرا بىياور نگذاشت، و اى كسى كه مرا در خطاها ديد، ولى رسوا نكرد! اى صاحب نيكىاى كه هرگز پايان نمى پذيرد، و اى صاحب نعمتهايى كه هرگز شماره نمىشود! از تو مىخواهم كه بر محمّد و آل محمّد درود فرستى و به اميد تو، دشمنان و ستمگران را دور مىكنم.
[١٤٨٧]. مكارم الأخلاق، خرائطى، ص ٣٣٦، ح ١٠٣٧؛ كنز العمّال، ج ٢، ص ١٢٢، ح ٣٤٣٣.
[١٤٨٨]. مكارم الأخلاق، خرائطى، ص ٣٣٦، ح ١٠٣٧؛ كنز العمّال، ج ٢، ص ١٢٢، ح ٣٤٣٣.
[١٤٨٩]. الفردوس، ج ٥، ص ٣٢١، ح ٨٣١٧، تاريخ دمشق، ج ١٨، ص ٨٧، ح ٤١٩٤.