الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٤٠٧ - باور صحيح تفكّر «بد بودن نعمت استدراج»
سپس پيامبر خدا (ص) اين آيه را تلاوت فرمود:
(فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ[١٤٥٦]؛[١٤٥٧] پس چون آنچه را بدان پند داده شدند، فراموش كردند، درهاى همه چيز را بر آنان بگشوديم و چون بدانچه داده شدند، شادمان گشتند، ناگهان بگرفتيمشان. پس همان دم نوميد شدند).
عنوان ديگرى كه در ادبيات دين در اين باره وجود دارد، «تَرَف» است. «تَرَف»، به معناى برخوردارى از نعمت و زيستن در رفاه است. مُترَف، كسى است كه ناز و نعمت و گشايش زندگى، او را سرمست كند. شخص مرفّه و غرق در نعمت و عياش را نيز مُترف مىگويند.[١٤٥٨] در معارف اسلامى، تصريح شده كه «مترفين»، دشمنان دين و پيامبران اند[١٤٥٩] و سرانجامى شوم و دردناك دارند.[١٤٦٠] به همين جهت، از نازپروردگى[١٤٦١] و همنشينى با آنان،[١٤٦٢] پرهيز داده شده است.
در روايات از اين نعمت، به عنوان «بدترين مال» ياد شده است.[١٤٦٣] از اين رو نمىتوان آن را مايه خير دانست و از آن راضى بود. انسانهاى هشيار، از هيچ كثرت و افزايشى- به صِرف فراوان شدن- خرسند نمىشوند. امام باقر (ع) در باره ابوذر مىفرمايد:
أتى أبا ذَرٍّ رَجُلٌ فَبَشَّرَهُ بِغَنَمٍ لَهُ قَد وَلَدَت فَقالَ: يا أبا ذَرٍّ، أبشِر! فَقَد وَلَدَت غَنَمُك وكثُرَت. فَقالَ: ما يسُرُّنى كثرَتُها؛ فَما احِبُّ ذلِك، فَما قَلَّ مِنها و كفى أحَبُّ إلَى مِمّا كثُرَ وألهى. إنّى سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ (ص) يقولُ: عَلى حافَّتَى الصِّراطِ يومَ القِيامَةِ الرَّحِمُ وَالأَمانَةُ، فَإِذا مَرَّ عَلَيهِ الموصِلُ لِلرَّحِمِ وَالمُؤَدّى لِلأَمانَةِ لَم يتَكفَّأ بِهِ فِى النّارِ.[١٤٦٤]
[١٤٥٦]. سوره انعام، آيه ٤٤.
[١٤٥٧]. مسند ابن حنبل، ج ٦، ص ١٢٢، ح ١٧٣١٣؛ المعجم الكبير، ج ١٧، ص ٣٣١، ح ٩١٣؛ شعب الأيمان، ج ٤، ص ١٢٨، ح ٤٥٤٠؛ كنز العمّال، ج ١١، ص ٩٠، ح ٣٠٧٤٣؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ح ٢٣٢.
الكافى عن سماعة بن مهران: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللهِ( ع) عَن قَولِ اللهِ عز و جل:\i( سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ)\E قالَ: هُوَ العَبدُ يذنِبُ الذَّنبَ؛ فَتُجَدَّدُ لَهُ النِّعمَة مَعَهُ تُلهيهِ تِلك النِّعمَة عَنِ الاستِغفارِ مِن ذلِك الذَّنبِ؛ الكافى از سماعة بن مهران: از امام صادق( ع) در باره اين سخن خداوند عزّوجلّ پرسيدم:« اندك اندك از جايى كه ندانند، گرفتارشان خواهيم ساخت». فرمود:« او بندهاى است كه گناه مىكند و باز نعمتى كه با اوست، بدو داده مىشود و همان نعمت، او را از آمرزشخواهى براى آن گناه، غافل مىكند»( الكافى، ج ٢، ص ٤٥٢، ح ٣؛ بحار الأنوار، ج ٥، ص ٢١٨، ح ١١).
ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن و حديث، ج ٢ ص ٩٥٠- ٩٥٨« الاستدراج».
[١٤٥٨]. لسان العرب، ماده« ترف».
[١٤٥٩]. ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن و حديث، ص ١٠٠٠« المُترَفونَ أعداءُ الأنبياءِ».
[١٤٦٠]. ر. ك: همان، ص ١٠٠٧« عاقِبَةُ التَّرَفِ»؛ ميزان الحكمة، ج ٣، ص ١٥٨« الاتراف».
[١٤٦١]. ر. ك: توسعه اقتصادى بر پايه قرآن و حديث، ص ٩٨٧« التَّحذيرُ مِنَ التَّرَفِ».
[١٤٦٢]. ر. ك: همان، ص ١٠٠٣« التَّجافِى عَن مُجالَسَةِ المُترَفينِ».
[١٤٦٣]. ر. ك: ميزان الحكمة، ج ١١، ص ١٩٢« شرّ الأموال».
[١٤٦٤]. كتاب المؤمن، ص ٤٠، ح ١٠٩؛ بحار الأنوار، ج ٢٢، ص ٤١٠، ح ٢٧ و ج ٧٤، ص ١٠٢، ح ٥٧.