الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٨٣ - ط- تصحيح ارزيابى «ديگران در موقعيت من»
اين نكته توجّه كند كه آنچه از دنيا در دست دارد، چيز مهمّى نيست، در برابر فقدان و زيانِ ناشى از جنگ، مقاوم خواهد شد. اين مسئله، اختصاص به جنگ ندارد و مىتواند در همه جا كاربرد داشته باشد.
قرآن كريم با تكيه بر همين مسئله، كسانى را كه به متاع دنيا خرسند مىشوند، سرزنش مىكند و مىفرمايد:
(وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلَّا مَتاعٌ.[١٣٧١] آنان به زندگى دنيا خشنودند و حال آنكه زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت، جز كالايى اندك نيست).
و خطاب به آنان كه در اين راه قدم برداشتهاند، مىفرمايد:
(وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى أَ فَلا تَعْقِلُونَ.[١٣٧٢] آنچه به شما داده شده، كالاى زندگى دنيا و زينت آن است، حال آنكه آنچه نزد خداوند است، بهتر و پايدارتر است، آيا نمىانديشيد؟).
اگر انسان به اين حقيقت توجّه كند كه آنچه را از دست داده يا به دست نياورده، اندك بوده است، دچار تنيدگى و فشار روانى نمىگردد. مهم اين نيست كه در واقع، آن شىء، كوچك است يا بزرگ؛ مهم، اين است كه ما آن را كوچك بدانيم يا بزرگ. اگر چيز مهمّى مثل «دين» را از دست بدهيم، ولى آن را ناچيز بشماريم، به خاطر فقدان آن، خيلى ناراحت نمىشويم؛ امّا اگر چيز بىارزشى را از دست داده باشيم، ولى آن را مهم بشماريم، به شدّت ناراحت مىشويم. پس آنچه در تنيدگى و نارضايتى مهم است، تصوّر ماست. براى كسب رضايت از زندگى و مهار تنيدگى، بهتر است تصوّرات خود را از نعمتهاى دنيا اصلاح كنيم و آنها را با واقعيت، مطابقت نماييم.
ط- تصحيح ارزيابى «ديگران در موقعيت من»
از مسائلى كه هنگام بلا رخ مىدهد، بررسى خود با ديگران از منظر بلاديدگى است كه آن را «ديگران در موقعيتِ من» مىناميم. اين بررسى، بر اين محور استوار است كه آيا ديگران نيز همانند من مصيبت ديدهاند يا نه؟ پاسخ به اين پرسش مىتواند كاهنده يا افزاينده فشار روانى باشد. از اين رو، بررسى اين موضوع اهميت مىيابد كه در ادامه به آن مىپردازيم.
[١٣٧١]. سوره رعد، آيه ٢٦. امام على( ع) نيز مىفرمايد:« ما بالُكُم تَفرَحُونَ بِاليَسيرِ مِن الدُّنيا تُدرِكُونَهُ و لا يَحزُنُكُم الكَثيرُ مِنَ الآخِرَةِ تُحرَمونَهُ»( نهج البلاغة، خطبه ١١٣؛ غرر الحكم، ح ٢٦١٠).
[١٣٧٢]. سوره قصص، آيه ٦٠.