الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٧٢ - ز- تصحيح تفسير از بلا
ان شاء اللّه».[١٣٥١] سپس فرمود: «به خدا سوگند، آنچه خداوند از اين دنيا براى مؤمن به آخرت اندازد، برايش بهتر از چيزى است كه در همين دنيا به او بدهد».[١٣٥٢]
امام (ع) سپس دنيا را تحقير نمود و فرمود: «دنيا چه ارزشى دارد؟!»[١٣٥٣] آنگاه فرمود: «شخصِ برخوردار از نعمت، در معرض خطر است؛ زيرا خداوند در آن نعمت، حقوقى را بر او واجب گردانيده است. به خدا قسم، گاهى اوقات، خداوند عزّ و جلّ به من نعمتهايى مىدهد و من پيوسته نسبت به آنها بيمناك و نگران هستم- و دستش را تكان داد- تا اين كه از حقوقى كه خداوند در اين نعمتها به گردن من دارد، بيرون آيم».
من گفتم: فدايت شوم! شما با چنين مقام و منزلتى كه داريد، اين چنين مىترسيد؟! فرمود: «آرى! و پروردگارم را در برابر نعمتى كه به من ارزانى داشته است، مىستايم».[١٣٥٤]
بنا بر اين، يك بُعد مثبت فقدان، كاهش مسئوليت و آزادى از تكليف و پيامدهاى آن است.
ز- تصحيح تفسير از بلا
پيشتر در باره ابعاد مثبت پديدههاى ناخوشايند سخن گفتيم. در آن جا سخن از فلسفه بلاها و معناى پنهان سختىهاى زندگى بود؛ امّا مسئله ديگر، تفسير و ارزيابى ما از موقعيت و يا به تعبير بهتر، نوع نگاه ما به آن است. اين، يك اصل است كه هر موقعيت ناخوشايندى، توسّط انسان، ارزيابى مىگردد. اين ارزيابىها تأثير مستقيمى بر فشار روانى حاصل از موقعيت دارد. اگر موقعيت ناخوشايند را مثبتْ ارزيابى كنيم و يا داراى بار مثبت بدانيم، قابل تحمّل خواهد بود و اگر منفى ارزيابى كنيم، از كنترل ما خارج مىشود و غير قابل تحمّل مىگردد. در حقيقت، ما همان گونه كه حوادث را تفسير مىكنيم، به آنها واكنش نشان مىدهيم.
به بيان ديگر، حوادث، تعيين كننده نيستند؛ تفسير ما از موقعيت ناخوشايند است كه در كاهش يا افزايش تنيدگى و فشار روانى، تعيين كننده است. بنا بر اين، ما به وسيله تفسيرهايمان مىتوانيم
[١٣٥١]. اين بخش، مربوط به عامل« اميد به گشايش» است.
[١٣٥٢]. اين بخش، مربوط به عامل« معناى ناخوشايندها» است كه در بحث« خيرباورى» قرار مىگيرد و مبناى آن در« مبانى جهانشناختى» گذشت.
[١٣٥٣]. اين بخش، مربوط به عامل« كوچكسازى» است.
[١٣٥٤]. الكافى عن أحمد بن محمّد بنِ أبى نَصرٍ: ذَكرتُ للرِّضا( ع) شيئا فَقالَ: اصبِرْ؛ فإنّى أرجو أن يصنَعَ اللّهُ لك إن شاءَ اللّه. ثُمّ قالَ: فوَ اللّهِ ما أخَّرَ اللّهُ عنِ المُؤمنِ مِن هذهِ الدُّنيا خَيرٌ لَهُ مِمّا عَجَّلَ لَهُ فيها. ثُمّ صَغَّرَ الدُّنيا و قالَ: أى شىءٍ هِى؟! ثُمّ قالَ: إنّ صاحِبَ النِّعمَة على خَطَرٍ؛ إنّهُ يجِبُ علَيهِ حُقوقُ اللّهِ فيها. و اللّه، إنّهُ لَتَكونُ علَى النِّعَمُ مِن اللّهِ عَزَّ و جلَّ فما أزالُ مِنها على وَجَلٍ- وَ حَرَّك يدَهُ- حتّى أخرُجَ مِن الحُقوقِ الّتى تَجِبُ للّهِ علَى فيها. فقلتُ: جُعِلتُ فِداك، أنتَ فى قَدرِك تَخافُ هذا؟! قالَ: نَعَم، فأحمَدُ ربِّى على ما مَنَّ بهِ علَى( الكافى، ج ٣، ص ٥٠٢، ح ١٩).