الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٣٣٤ - سازگارى رضامندى و ناخوشايندى
واقعيتهاى زندگى نيز يا خوشايندى وجود دارد و يا ناخوشايندى. لذا اين دو با هم جمع نمىشوند؛ امّا جمع يك مفهوم از اين گروه با مفهومى از گروه ديگر، امكانپذير است. لذا ممكن است كه به لحاظ واقعى، فرد در شرايط دشوار قرار داشته باشد و به لحاظ احساس، در حال رضايت. بنا بر اين، هيچ تلازمى ميان ناخوشايندى زندگى و نارضايتى وجود ندارد.
نمونههاى اين وضعيت را نيز در قرآن و سيره معصومان (عليهم السلام) مىتوان ديد. در قرآن كريم در باره باردارى مادر آمده است: (حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً؛ و مادرش، او را با سختى حمل مىكند).[١٢٣٦] كرْه، يعنى سختى، و كراهت يعنى ناخرسندى. مادر، در دوران باردارى، فرزند خود را با سختى حمل مىكند؛ امّا سؤال اين است كه آيا اين كار، همراه با ناخرسندى و نارضايتى است؟ ممكن است اين كار، مشقّت داشته باشد؛ امّا مادر با عشق، رضايت و خرسندى تمام، اين كار را انجام مىدهد. نبايد تصوّر كرد كه پيامد قطعى سختىها، ناخرسندى و نارضايتى است و شادمانى و دشوارى، با هم، قابل جمع نيستند!
انبيا و اولياى الهى نيز بيشترين سختىها را در زندگى تجربه كردهاند؛ امّا هرگز ناراضى و ناخرسند نبودند. سيد الشهدا (ع) با وجود همه سختىها و دشوارىها، راضى بود. برخى اين گونه تصوّر مىكنند كه گويا امام حسين (ع) هيچ سختىاى را درك نكرده و يكپارچه، راضى بوده است. تصوّر آنان اين است كه درك مشقّت و سختى يعنى نارضايتى! در حالىكه هيچ ملازمهاى ميان اين دو نيست. امام حسين (ع) همانند هر انسان ديگرى، درد و رنجِ مبارزه و ضربت شمشير و نيزه و داغ از دست دادن عزيزان را مىچشد؛ امّا ناراضى نيست. ايشان در عين اينكه بر بلاها صبور است، به آنچه خدا مقدّر كند نيز راضى است. هنگام خروج از مكّه در خطبهاى خطاب به ياران خود مىفرمايد:
رِضَا اللهِ رِضانا أهلَ البَيتِ، نَصبِرُ عَلى بَلائِهِ.[١٢٣٧]
رضايت خدا رضايت ما اهل بيت است. بر بلاى او صبر مىكنيم.
و پس از ضربتهاى فراوانى كه بر بدن ايشان وارد مىكنند، در آخرين لحظات نيز اين گونه زمزمه مىكند:
صَبراً عَلى قَضائِك يا رَبِّ لا إلهَ سِواك.[١٢٣٨]
صبر مىكنم بر قضاى تو، اى پروردگار من! هيچ خدايى جز تو نيست.
[١٢٣٦]. سوره احقاف، آيه ١٥.
[١٢٣٧]. أعيان الشيعة، ج ١، ص ٥٩٣.
[١٢٣٨]. مقتل الحسين، خوارزمى، ص ٣٥٧؛ ينابيع المودّة، ص ٤١٨.