الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٩٦ - روش صحيح مقايسه نزولى
شخص حسود چنين مىپندارد كه زوال نعمت از ديگرى، نعمتى براى اوست. غافل از آنكه نعمت به دست خداوند است و انسان بايد براى بهرهمند شدن، رو به خدا آورد و از او درخواست كند. كدام يك بهتر است: آرزوى نابودى نعمت ديگران را داشتن (كه اين همه، آثار زيانبخش دارد و تأثيرى هم بر طرف مقابل نمىگذارد)؟ يا رو به خدا آوردن و دست به دعا برداشتن و از خداوند (كه مالك آفرينش و خزانههاى آن است)، درخواست كردن؟ امام زين العابدين (ع) راه دوم را برمىگزيند. در دعاى بيست و دوم صحيفه سجاديه مىخوانيم:
اللَّهُمَّ ... ارزُقنى سَلامَةَ الصَّدرِ مِنَ الحَسَدِ حَتّى لا أحسُدَ أحَداً مِن خَلقِك عَلى شَىءٍ مِن فَضلِك وحَتّى لا أرى نِعمَةً مِن نِعَمِك عَلى أحَدٍ مِن خَلقِك فى دينٍ أو دُنيا أو عافِيةٍ أو تَقوى أو سَعَةٍ أو رَخاءٍ ... إلّا رَجَوتُ لِنَفسى أفضَلَ ذلِك بِك ومِنك.
خداوندا! ... سينهاى سالم از حسادت، روزى من گردان تا نسبت به هيچ يك از آفريدههاى تو، به خاطر هيچ برترىاى كه تو به آنان دادهاى، حسادت نورزم و تا اينكه هيچ نعمت دينى يا دنيايى يا سلامتى يا تقوا يا گشودگى يا راحتى ... را كه به هر يك از بندگانت دادهاى، نبينم، مگر آنكه بهتر از آن را براى خودم به وسيله تو و از تو آرزو كنم.
روش صحيح: مقايسه نزولى
مقايسهاى كه سطح رضامندى را افزايش مىدهد، مقايسه نزولى است. مقايسه نزولى يعنى نگاه كردن به زيردست و مقايسه زندگى خود با زندگى آنان. مقايسه نزولى، يكى از عوامل شادكامى و رضامندى است. سؤال اين است كه مقايسه صعودى، چه تأثير روانىاى دارد كه به نارضايتى منجر مىشود؟ مقايسه نزولى، نقاط مثبت و اميدواركننده زندگى را- كه زير سايه سياه مقايسه صعودى از ديدهها پنهان شده است- هويدا مىكند. مقايسه نزولى، از آن دست آموزههاى توهّمزا نيست كه بگويد به خود تلقين كن، وضع خوبى دارى و از بهترين زندگىها برخوردارى و در بهترين
مكانها ساكن هستى و بهترين شغل و همسر را دارى و .... آموزه دين، نه مقايسه صعودى نااميد كننده را مىپذيرد و نه تلقينهاى توهّمزا را. آموزه دين، مبتنى بر درك واقعيتها و شناخت نقاط مثبت موجود است، نه توهّم وجود آنها. هنر مقايسه نزولى، اين است كه نقاط مثبت اميدواركننده