الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ٢٦٤ - باور صحيح تفكّر «داشته هاى جامع»
جهتگيرى تلاش و فعاليت انسان را تعيين مىكند. از اين رو، اين مسئله را در ادامه بررسى خواهيم كرد.
باور غلط: توهّم «داشتههاى مادى»
برخى، داشتههاى زندگى را فقط در مادّيات منحصر مىبينند و به همين جهت، معيار سنجش و ارزيابى آنان، داشتن يا نداشتن امكانات مادى است. از اين رو، چنين افرادى، هنگام كاستى در امكانات مادى، امكانات غير مادى را لحاظ نمىكنند و لذا خود را محروم به شمار مىآورند. اين در حالى است كه وقتى موضوع امكانات، در مقياس انسان بررسى شود، مصاديق غير مادى نيز پيدا مىكند. لذا با وجود امكانات غير مادى نمىتوان كاملًا احساس محروميت و نارضايتى داشت. همچنين نمىتوان نسبت به تأمين اين بخش از امكانات، بىتفاوت بود؛ چرا كه موجب نارضايى واقعى مىگردد. بنا بر اين، يكى از عوامل رضامندى، اصلاح فهرست امكانات بر اساس واقعيتهاى انسانى است.
باور صحيح: تفكّر «داشتههاى جامع»
از آن جا كه انسان، بُعد غير مادى و هدفى غير از تمتّع دنيوى نيز دارد، داشتههاى او نيز شامل امور غير مادّى مىشود. واقعيت اين است كه زندگى انسان (به ويژه انسان مؤمن)، تهى نيست. نعمتهاى فراوانى در زندگى انسان وجود دارند كه مىتوانند احساس خوشبختى را به انسان بدهند؛ ولى چون ناشناختهاند، تأثير خود را ندارند. دين در عين اين كه امور مادى را جزو امكانات لازم براى زندگى مىشمرد، امّا انحصار آن را در اين امور اشتباه مىداند. اين بدان جهت است كه در اين جا موضوع سخن، «انسان» است، نه جماد و نبات و حيوان. از اين رو، داشتهها و امكانات او براى زندگى نيز بر اساس ماهيتش تعريف مىشود. از سوى ديگر، در تأمين امكانات نيز نبايد متوقّف بر مادّيات شد و از امور غير مادى دست كشيد.
در بحثهاى پيشين، تعريف واقعىاى از برخوردارى (غنا) بيان كرديم و گفتيم كه براى رضايتمندى، نياز به هماهنگى ميان تعريف ما و تعريف واقعى برخوردارى است. آنچه در اين بحث بدانها مىپردازيم، مصداقهاى برخوردارى اند. اين يك اصل است كه تعريف خاص، مصداق خاص نيز پيدا مىكند. از اين رو، پس از مفهومشناسى غنا، نوبت به شناخت مصداقهاى واقعى برخوردارى مىرسد. وقتى مىتوان وضعيت خود را از جهت برخوردارى مورد ارزيابى قرار داد كه بر اساس تعريف برخوردارى، مصداقهاى آن را نيز شناخته باشيم. در مصداقشناسى نيز بايد واقعگرا باشيم و آنچه را كه واقعاً مصداق برخوردارى است، مصداق