الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٧ - الگوى صحيح بى رغبتى به دنيا
الزُّهدُ كلُّهُ بَينَ كلِمَتَينِ مِنَ القُرآن، قالَ اللّه سُبحانَه: (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ)، ومَن لَم يأسَ عَلَى الماضى ولَم يفرَح بِالآتى فَقَد أخَذَ الزُّهدَ بِطَرَفَيهِ.[٧٠١]
تمام زهد، در دو جمله از قرآن [گرد آمده] است. خداوند سبحان فرموده است: (بر آنچه از دست شما رفته، افسوس نخوريد و براى آنچه به شما داده است، شادمان نشويد). كسى كه بر گذشته افسوس نخورد و براى آنچه به دستش مىرسد، شاد نشود، هر دو جانب زهد (زهد كامل) را گرفته است.
در كتاب امالى صدوق، به نقل از حفص بن غياث آمده:
قُلتُ لِلصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ (ع): مَا الزُّهدُ فِى الدُّنيا؟ فَقالَ: قَد حَدَّ الله ذلِك فى كتابِهِ، فَقالَ: (لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ).[٧٠٢]
به امام صادق (ع) گفتم: زهد به دنيا چيست؟ فرمود: «خداوند آن را در كتابش تعريف كرده است: (تا بر آنچه از دست شما مىرود، افسوس نخوريد و براى آنچه به شما مىدهد، شادمان نشويد)».
در جاى ديگر، امام على (ع) هنگام طبقهبندى انسانها از اين منظر، به سه گروه اشاره مىكند كه يكى از آنها زاهد است و در توصيف او به همين حقيقت اشاره مىكند:
إنَّمَا النّاسُ ثَلاثَةٌ: زاهِدٌ وراغِبٌ وصابِرٌ. فَأَمَّا الزّاهِدُ فَلا يَفرَحُ بِشَىءٍ مِنَ الدُّنيا أتاهُ ولا يَحزَنُ عَلى شَىءٍ مِنها فاتَهُ، وأمَّا الصّابِرُ فَيتَمَنّاها بِقَلبِهِ، فَإِن أدرَك مِنها شَيئا صَرَفَ عَنها نَفسَهُ لِما يَعلَمُ مِن سوءِ عاقِبَتِها، وأمَّا الرّاغِبُ فَلا يُبالى مِن حِلٍّ أصابَها أم مِن حَرام.[٧٠٣]
مردم، سه دسته اند: زاهد، دنياخواه و شكيبا. زاهد، هرگاه چيزى از دنيا به او برسد، بدان شاد نمىشود و براى از دست دادن چيزى از آن نيز اندوهگين نمىگردد. شكيبا، در دل تمنّاى دنيا را دارد؛ امّا اگر به چيزى از آن دست يابد، چون سرانجام بَدَش را مىداند، از آن روى بر مىتابد. دنياخواه، اهمّيتى نمىدهد كه از حلال به دنيا برسد يا از حرام.
در كلامى ديگر مىفرمايد:
النّاسُ ثَلاثَةُ أصنافٍ: زاهِدٌ مُعتَزِمٌ، وصابِرٌ عَلى مُجاهَدَةِ هَواهُ، وراغِبٌ مُنقادٌ لِشَهَواتِهِ. فَالزّاهِدُ لا يعَظِّمُ ما آتاهُ اللّه فَرَحا بِهِ، ولا يكثرُ عَلى ما فاتَهُ أسَفاً.[٧٠٤]
[٧٠١]. نهج البلاغة، حكمت ٤٣٩؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٠٧، ح ٥٦٣؛ روضة الواعظين، ص ٤٧٥.
[٧٠٢]. الأمالى، صدوق، ص ٧١٤، ح ٩٨٤؛ تفسير القمّى، ج ٢، ص ١٤٦؛ مشكاة الأنوار، ص ٢٠٨، ح ٥٦٥.
[٧٠٣]. التوحيد، ص ٣٠٧؛ الأمالى، صدوق، ص ٤٢٤، ح ٥٦٠؛ الإختصاص، ص ٢٣٧.
[٧٠٤]. دستور معالم الحكم، ص ١٢٠.