الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٩٠ - اقدام صحيح تعديل لذّتجويى
التَّوَكُّلُ دَرَجاتٌ؛ ... و مِن ذلك الإيمانُ بِغُيوبِ اللهِ الّتى لَم يحِطْ عِلمُك بِها، فوَكلتَ عِلمَها إلَيهِ وإلى امَنائهِ علَيها، و وَثِقتَ بهِ فِيها وفى غَيرِها.[٦٧٨]
توكّل، درجاتى دارد: ... يكى ديگر از درجات توكّل، اين است كه به غيبهاى خدا كه در علم تو نمىگنجد، ايمان داشته باشى و علم آنها را به او و به امناى او بر آنها واگذارى و در اين غيبها و جز آنها به او اعتماد كنى.
يكى از مصاديق امور پنهان، فلسفه احكام الهى است. ناآگاهى از علل تشريع احكام مىتواند موجب نارضايتى گردد؛ امّا اگر كسى اهل توكّل باشد، به خدا اعتماد خواهد كرد.
بنا بر اين، با كسب شناخت و يقين متناسب، مىتوان توكّل به خدا را به دست آورد و آن را تقويت نمود.
و- تنظيم لذّت
لذّت، از ابعاد وجودى انسان است و تأثير مستقيمى بر مسئله رضامندى دارد. اين بُعد انسان اگر به درستى تنظيم نشود، مىتواند موجب نارضايتى از زندگى گردد. بنا بر اين، از امورى كه بايد در رضامندى مورد توجّه قرار گيرد، مسئله لذّت و چگونگى تنظيم آن است. در ادامه، مبناى صحيح آن را توضيح مىدهيم.
مبناى غلط: لذّتمحورى
لذّت، يكى از ابعاد انسان بوده و از جمله امورى است كه براى زندگى لازم است. آنچه نادرست است، اين است كه انسان، محور زندگى خود را بر لذّت و كامجويى از زندگى قرار دهد. اين مبنا، موجب بدمستى در خوشايند و بىتابى در ناخوشايند مىگردد. اگر لذّت، فلسفه زندگى قرار گيرد، انسان در خوشايند، دچار فرح و فخر و در ناخوشايند، دچار يأس و جزع مىشود. اين بدان جهت است كه خوشايندها مطابق طبع لذّتجوى انسان است و لذا از تأمين آن، انسان به وجد مىآيد. از سوى ديگر، ناخوشايندها مخالف اين طبع اند. لذا برآشفته و نالان مىگردند. به بيان ديگر، وقتى لذّت، محور قرار گيرد، انسان، وضعيت خود را بر اساس معادله لذّت ارزيابى مىكند. بر اساس اين معادله، لذّت، معيار داورى و احساس انسان قرار مىگيرد، نه خير بودن. در حالى كه پيشتر گفتيم كه مبناى رضامندى، خير است و نه چيز ديگرى.
اقدام صحيح: تعديل لذّتجويى
از جمله امورى كه واكنش منفى در هر دو موقعيت را تعديل مىكند و واكنش مثبت را به وجود مىآورد، تعديل لذّتجويى و خارج كردن لذّت از محوريت زندگى است. اگر لذّت، از محوريت
[٦٧٨]. تحف العقول، ص ٤٤٣.