الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٧١ - يك نقش «خدامالكى» در شكر
يك. نقش «خدامالكى» در شكر
از ديدگاه اين لغتشناسان و ديگران، شُكر، واكنشى به احسان و انعام طرف مقابل است. لذا شكر، مربوط به داشتهها و نعمتهاى انسان است؛ امّا پرسشْ اين است كه فاعل احسان و انعام كيست و چه كسى به انسان احسان مىكند و نعمت مىدهد؟
پاسخ اين كه اگر تقدير همه چيز به دست خداوند متعال است و اگر همو مالك همه چيز است، پس نعمتها و داشتههاى زندگى نيز از آنِ خداوند بوده و از جانب او نصيب انسان شده است. از اين رو، خداوند متعال، گذشته از مالك و نامهاى مشابه، با صفت «مفضل» و «متفضّل» توصيف شده است. قرآن كريم، نعمتها را فضل خداوند دانسته و از خداوند، به عنوان «صاحب فضل عظيم» ياد كرده است.[٦٢٥] از اين رو، وقتى پيامبر خدا (ص) با امرى خوشايند رو به رو مىشدند، اين گونه مىستودند:
الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ، الَّذى بِنِعمَتِهِ تَتِمُّ الصالِحاتُ.[٦٢٦]
ستايش، براى خداى نعمت دهنده است و بيش از استحقاقْ بخشنده است؛ كسى كه با نعمت او، نيكىها به انجام مىرسند.
در برخى ديگر از روايات- كه بيشتر قالب دعا دارند-، از اين حقيقتْ با عنوان «بيده الخير» تعبير شده است. براى نمونه، در دعاى افتتاح چنين آمده است:
الحَمدُ للهِ الَّذى يَخْلُقُ ولَم يُخْلَق ويَرزُقُ ولا يُرزَقُ ويُطعِمُ ولا يُطعَمُ، ويُميتُ الأَحياءَ ويُحيِى المَوتى وهُوَ حَى لا يَمُوتُ، بِيدِهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ.[٦٢٧]
سپاسْ خدايى را كه مىآفريند و خود، آفريده نيست؛ روزى مىدهد، ولى روزىخور نيست؛ مىخوراند، ولى خورنده نيست؛ زندگان را مىميراند و مردگان را زنده مىكند و او زنده ناميراست. نيكى به دست اوست و او بر هر چيز، تواناست.
از پيامبر خدا (ص) نقل شده است كه برترين دعا در روز عرفه و برترين سخن من و پيامبران پيش از من اين است:
لا إلهَ إلَا الله وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيِى ويُميتُ وهُوَ حَىُّ لا يَموتُ،
بِيدهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ ....[٦٢٨]
[٦٢٥].\i( وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ)\E( سوره آل عمران، آيه ١٧٤). نيز، ر. ك: سوره جمعه، آيه ٤؛ سوره حديد، آيه ٢٩؛ سوره أنفال، آيه ٢٩؛ سوره آلعمران، آيه ٧٣ و ٧٤.
[٦٢٦]. المصنّف، ابن أبى شيبة، ج ٧، ص ٩٠، ح ١.
[٦٢٧]. الإقبال، ج ١ ص ١٣٨؛ تهذيب الأحكام، ج ٣، ص ١٠٨؛ مصباح المتهجد، ص ٥٧٧، ح ٦٩٠؛ المصباح، كفعمى، ص ٧٧٠؛ البلد الأمين، ص ١٩٣. هر چند اين دعا از اهل بيت( عليهم السلام) روايت نشده است، امّا با عنايت به اين كه محمّد بن عثمان، يكى از نائبان خاصّ امام عصر- عجل الله تعالى فرجه- بوده، به احتمال قوى، اين دعا را از ايشان اخذ كرده است.
[٦٢٨]. شُعب الإيمان، ج ٣، ص ٤٦٢، ح ٤٠٧٢؛ سنن الترمذى، ج ٥، ص ٥٧٢، ح ٣٥٨٥.