الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٦٥ - ب- خيرشناسى
آنچه را كه پيش آمده (حوادث) و يا آنچه را كه بايد انجام دهند (تكاليف)، شر ارزيابى مىكنند و به همين جهت، ناراضى مىگردند. اين در حالى است كه واقعيت امر چنين نيست. اين نارضايتى، معلول ناهماهنگى ميان شناخت فرد با واقعيت است.
...
نمودار (٦- ١) نمودار نقش ارزيابى در رضامندى يا نارضايتى
بنا بر اين، با توجّه به اين كه هماره قضاى الهى، مبتنى بر خير است، راه رضامندى، هماهنگ ساختن شناخت فرد با واقعيت است. واقعيت الهى، ثابت و تغييرناپذير است. لذا نمىتوان آن را تغيير داد و مطابق ميل بشر ساخت تا رضامندى حاصل شود؛ بلكه بايد شناخت بشر را- كه شناور و تغييرپذير است- با واقعيتْ هماهنگ ساخت تا احساس رضامندى به وجود آيد. هماهنگسازى نيز نيازمند شناخت و درك خير بودن قضاى الهى است كه از آن به «خيرشناسى» ياد كرديم.[٦٠٥]
از توانمندىهاى لازم براى رضامندى، توانمندى در شناخت خير و تميز آن از شر است. اين در حقيقت، وجه تمايز انسان از حيوان است. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
مَن لَم يعرِفِ الخَيرَ مِنَ الشَّرِّ فَهُوَ بِمَنزِلَةِ البَهيمَةِ.[٦٠٦]
هر كس خير را از شر، باز نشناسد، همچون چارپايان است.
به همين جهت، يكى از رسالتهاى متون دينى، معرّفى خير و شر است. از آن جا كه وحى به مصلحتها و مفسدههاى واقعى بشر احاطه دارد، بهترين و مطمئنترين منبع براى خيرشناسى است. امام على (ع) در اين باره مىفرمايد:
إنَّ اللهَ سُبحانَهُ أنزَلَ كتابا هادِيا بَيَّنَ فيهِ الخَيرَ وَالشَّرَّ، فَخُذوا نَهجَ الخَيرِ تَهتَدوا، وَاصدِفوا عَن سَمتِ الشَّرِّ تَقصِدوا.[٦٠٧]
خداى سبحان، كتابى هدايتگر فرستاد و نيك و بد را در آن روشن ساخت. پس راه نيكى را پيش بگيريد تا هدايت شويد، و از سمت و سوى بدى رويگردان شويد تا در راه ميانه [كه راه راست است]، قرار بگيريد.
[٦٠٥]. اين، خود زيرمجموعه چيزى است كه از آن به عنوان« واقعيتشناسى توحيدى» ياد كردهايم.
[٦٠٦]. الكافى، ج ٨، ص ٢٤، ح ٤؛ كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٤٠٧، ح ٥٨٨٠؛ تحف العقول، ص ٩٩؛ غرر الحكم، ح ٨٧٥٥؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ٢٨٨، ح ١.
[٦٠٧]. نهج البلاغة، خطبه ١٦٧؛ بحار الأنوار، ج ٣٢، ص ٤٠، ح ٢٦ وج ٦٨، ص ٢٩٠، ح ٤٩.