الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٦ - د- شرط بودن «رضامندى» در «تحقّق خير مقدّر»
اين، اعجازِ باور به تقدير الهى است. باور به تقدير الهى، انسان را از تأثير نوسانات شديد زندگى، ايمن مىسازد و بدينسان، آرامش و آسايش را به زندگى مىآوَرَد[٥٢١] و جايى براى حُزن و اندوه، باقى نمىمانَد.[٥٢٢]
د- شرط بودن «رضامندى» در «تحقّق خير مقدّر»
هر چند تقدير الهى، بر خيرْ استوار است، با اين حال، نتيجه بخش بودن آن به اين است كه خودِ بشر، از قضاى الهى راضى باشد. اين نيز يكى ديگر از قوانين حاكم بر زندگى است. بنا بر اين،
خير بودن تقدير الهى، دليل و توجيه كننده رضامندى انسان است و رضامندى انسان، كليد ثمربخشى تقديرات الهى در زندگى انسان است. امام صادق (ع) در اين باره مىفرمايد:
ما قَضَى اللهُ لِمُؤمِنٍ قَضاءً فَرَضِى بِهِ، إلّا جَعَلَ اللهُ لَهُ الخِيرَةَ فيما يقضى.[٥٢٣]
خداوند، حكمى ننمود كه خشنودى مؤمن را در پى داشته باشد، جز اين كه خير او را در آن قرار داد.
پيامبر خدا (ص) با توضيح بيشترى در اين باره مىفرمايد:
إنَّ اللهَ تَعالى لَيبتَلِى العَبدَ بِالرِّزقِ لِينظُرَ كيفَ يعمَلُ؛ فَإِن رَضِى بورِك لَهُ، وإن لَم يرضَ لَم يبارَك لَهُ.[٥٢٤]
همانا خداى تعالى، بنده را با روزى دادن آزمايش مىكند تا درنگرد كه وى چگونه عمل مىكند. اگر بنده از آن روزى خشنود باشد، روزىاش بركت مىيابد و اگر خشنود نباشد، روزىاش بى بركت مىگردد.
[٥٢١]. پيامبر خدا( ص): مَن حَمَلَ الأمرَ عَلَى القَضاءِ استَراحَ( الفردوس، ج ٢، ص ٤١٧، ح ٣٨٥٠).
در كلام ديگرى نيز مىفرمايد: الإِيمانُ بِالقَدَرِ يذهِبُ الهَمَّ وَالحُزنَ( دستور معالم الحكم، ج ١، ص ١٨٧؛ الفردوس، ج ١، ص ١١٣، ح ٣٨٤؛ كنز العمّال، ج ١، ص ١٠٦).
امام على( ع) در تفسير آيه شريف( وَ كانَ تَحْتَهُو كنزٌ لَّهُمَا) مىفرمايد: كانَ ذلِك الكنزُ لَوحاً مِن ذَهَبٍ فيهِ مَكتوبٌ:« بِسمِ الله[ الرَّحمنِ الرَّحيمِ] لا إلهَ إلّا الله مُحَمَّدٌ رسول الله، عَجِبتُ لِمَن يعلَمُ أنَّ المَوتَ حَقٌ كيفَ يفرَحُ؟! عَجِبتُ لِمَن يؤمِنُ بِالقَدَرِ كيفَ يحزَنُ ...»( معانى الأخبار، ص ٢٠٠، ح ١؛ الكافى، ج ٢، ص ٥٩، ح ٩؛ تنبيه الخواطر، ج ٢، ص ١٨٤).
هم او مىفرمايد: الاتّكالُ عَلَى القَضاءِ أروَحُ( غرر الحكم، ح ١٨٣٤؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٧).
[٥٢٢]. امام صادق( ع) مىفرمايد: إن كانَ كلُّ شَىءٍ بِقَضاءٍ مِنَ الله وقَدَرِهِ فَالحُزنُ لِماذا؟!( كتاب من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٣٩٣، ح ٥٨٣٦؛ التوحيد، ص ٣٧٦؛ الأمالى، صدوق، ص ٥٦ ح ١٢؛ الخصال، ج ٢، ص ٤٥٠).
از اينروست كه امام على( ع) تكيه بر تقدير را بهترين عامل دفع اندوه مىداند: نِعمَ الطّارِدُ لِلهَمِّ الاتِّكالُ عَلَى القَدَرِ؛ بهترين دفعكننده غم و اندوه، تكيه بر تقدير[ الهى] است( غرر الحكم، ح ١٨٥٠؛ عيون الحكم والمواعظ، ص ٤٩٣).
[٥٢٣]. التمحيص، ص ٥٩، ح ١٢٣؛ مشكاة الأنوار، ص ٧٣، ح ١٣٥؛ بحار الأنوار، ج ٧١، ص ١٥٢، ح ٥٨.
[٥٢٤]. حلية الأولياء، ج ٢، ص ٢١٣؛ كنز العمّال، ج ٣، ص ٣٩٦، ح ٧١٢١.
پيامبر خدا( ص): إنَّ اللهَ- تَبارَك وتَعالى- يبتَلى عَبدَهُ بِما أعطاهُ، فَمَن رَضِى بِما قَسَمَ اللهُ عز و جل لَهُ بارَك اللهُ لَهُ فيهِ ووَسَّعَهُ، ومَن لَم يرضَ لَم يبارِك لَهُ( مسند ابن حنبل، ج ٧، ص ٢٨٢، ح ٢٠٣٠١؛ شعب الأيمان، ج ٧، ص ١٢٥، ح ٩٧٢٥). نيز، ر. ك: شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، ج ١٨، ص ٣١٨؛ كنز العمّال، ج ١١، ص ١٠٠، ح ٣٠٧٩٣.