الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٣٢ - الف- خير بودن تقدير
عَبدِى المُؤمِنُ لا أصرِفُهُ فى شَىءٍ إلّا جَعَلتُهُ خَيرا لَهُ، فَليرضَ بِقَضائى، وَليصبِر عَلى بَلائى، وَليشكر نَعمائى، أكتُبهُ- يا مُحَمَّدُ- مِنَ الصِّدّيقينَ عِندى.[٥١٠]
بنده مؤمنم را در چيزى نمىافكنم، جز اين كه آن را برايش خير قرار مىدهم. پس بايد به حكم من خشنود، بر بلاى من شكيبا، و براى نعمتهاى من، سپاسگزار باشد. اى محمّد! او را جزو راستانِ پيشگاه من بنويس.
در حديث ديگرى از امام صادق (ع)، خداوند متعال به صورت ريزتر، به برخى مصداقها نيز اشاره كرده و عناوين سهگانه را بر همان اصل بنيادين، بنا نهاده است:
يا موسَى بنَ عِمرانَ، ما خَلَقتُ خَلقا أحَبَّ إلَى مِن عَبدِى المُؤمِنِ، فَإِنّى إنَّما أبتَليهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، واعافيهِ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، وأزوى عَنهُ ما هُوَ شَرٌّ لَهُ لِما هُوَ خَيرٌ لَهُ، وأنَا أعلَمُ بِما يصلُحُ عَلَيهِ عَبدى، فَليصبِر عَلى بَلائى، وَليشكر نَعمائى، وَليرضَ بِقَضائى، أكتُبهُ فِى الصِّدّيقينَ عِندى، إذا عَمِلَ بِرِضائى وأطاعَ أمرى.[٥١١]
اى موسى بن عمران! آفريدهاى كه نزد من محبوبتر از بنده مؤمنم باشد، نيافريدم؛ چرا كه او را به چيزى كه برايش خير است، گرفتار ساختم و او را با چيزى كه برايش خير است، آسايش بخشيدم و او را از چيزى كه برايش بد بود، به خاطر چيزى كه برايش خير بود، باز داشتم، و من به چيزى كه بنده من بدان سر و سامان مىگيرد، داناترم. پس بايد بر بلاى من شكيبا، براى نعمتهاى من سپاسگزار، و به حكم من خشنود باشد. او را جزو راستانِ نزد من بنويس، هنگامى كه مطابق خشنودى من رفتار كرد و فرمان مرا پيروى نمود.
در برخى از روايات، از تعبير «حسن» به جاى خير، استفاده شده است. پيامبر خدا (ص) خداوند را با عنوان «حسن القضاء» ياد كرده است[٥١٢] و امام زين العابدين (ع)، خداوند را به همين جهت مىستايد.[٥١٣] همچنين در برخى ديگر از روايات، از تعبير «حكمت» استفاده شده است. امام على (ع) قضاى الهى را حكيمانه و عالمانه مىداند.[٥١٤]
[٥١٠]. الكافى، ص ٦١، ح ٦؛ كتاب المؤمن، ص ٢٧، ح ٤٨؛ مسكن الفؤاد، ص ٨٢؛ بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٣٣٠، ح ١٣.
[٥١١]. بحار الأنوار، ص ٦١، ح ٧؛ التوحيد، ص ٤٠٥، ح ١٣؛ الأمالى، طوسى، ص ٢٣٨، ح ٤٢١؛ كتاب المؤمن، ص ١٧، ح ٩؛ بحار الأنوار، ج ٦٧، ص ٢٣٥، ح ٥٢.
[٥١٢]. پيامبر خدا( ص)- فِى الدُّعاءِ-: هُوَ العَزيزُ الغَفورُ، جَميلُ الثَّناءِ، حَسَنُ البَلاءِ، سَميعُ الدُّعاءِ، حَسَنُ القَضاء؛[ خداوند]، ارجمند بسيار آمرزنده، زيبا ثنا، نيكو آزماينده، شنواى دعا، و نيكو حُكم كننده است( الدروع الواقية، ص ٨٨؛ بحار الأنوار، ج ٩٧، ص ١٤٠).
[٥١٣]. امام زين العابدين( ع)- مِن دُعائِهِ فِى المَحذوراتِ-: اللهمَّ لَك الحَمدُ عَلى حُسنِ قَضائِك، وبِما صَرَفتَ عَنّى مِن بَلائِك، فَلا تَجعَل حَظّى مِن رَحمَتِك ما عَجَّلتَ لى مِن عافِيتِك، فَأَكونَ قَد شَقيتُ بِما أحبَبتُ وسَعِدَ غَيرى بِما كرِهتُ؛ از دعايش در باره حوادث ناگوار-: خدايا! ستايش از آنِ توست به خاطر حُكم نيكويت، و به خاطر گرفتارىاى كه از من دور داشتى. پس بهره مرا از رحمتت، آسايش زودگذر قرار مده، تا اين كه به خاطر آنچه دوست دارم، بدبخت شوم و به خاطر آنچه نمىپسندم، ديگرى سعادت يابد( الصحيفة السجادية، ص ٧٧، دعاى ١٨).
[٥١٤]. أمرُهُ قَضاءٌ وحِكمَة، ورِضاهُ أمانٌ ورَحمَة، يقضى بِعِلمٍ ويعفو بِحِلمٍ( نهج البلاغة، خطبه ١٦٠).