الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٢٥ - دو ايمان و «رغبت و كراهت»
اگر كسى سؤال كرد و گفت: «به من بگو آيا رواست كه خداى حكيم، بنده خود را بى علّت، مكلّف به فعلى از افعال كند؟»، در جوابش گفته مىشود: روا نيست؛ زيرا او حكيمى است كه نه كار بيهوده مىكند و نه نادان است.
از همين رو، اقرار به خداوند، يكى از ويژگىهاى اهل ايمان است. طبق آنچه از امام رضا (ع) نقل شده، يكى از دلايل لزوم اقرار به خداوند متعال، آن است كه «خداوند عزوجل، حكيم است، و كسى حكيم نيست و وى را حكيم نمىخوانند، مگر آن كه از تباهى بازدارد و به صلاح (درستى) فرا خواند و از ستم جلو گيرد و از زشتكارىها نهى كند. باز داشتن از تباهى و امر كردن به صلاح و نهى از زشتكارىها تحقّق نمىپذيرد، مگر پس از اقرار به خدا و شناخت امر و نهى كننده. پس اگر مردم، بدون اقرار به خدا و شناخت [و ايمان به او] رها مىشدند، ديگر امر به درستى و نهى از تباهى، معنا نداشت؛ زيرا امر كننده و نهى كنندهاى در كار نبود».[٤٧٨]
پيامبر خدا (ص) در حجّة الوداع به مردم فرمود: «شما را به همه آنچه از دوزخ، دورتان مىسازد و به بهشت، نزديك مىكند، فرمان دادهام».[٤٧٩] امام على (ع) نيز تصريح مىفرمايد كه خداوند متعال جز به آنچه نيك است، امر نمىكند و جز از آنچه قبيح است، نهى نمىكند.[٤٨٠] بشر به صورت فطرى، از قبيح، متنفّر است و نسبت به آنچه نيك است، علاقهمندى نشان مىدهد. آنچه مهم است اين كه انسان بداند چه چيزى نيك است و چه چيزى قبيح. از اين رو، باور به اين كه خداوند جز به حكمت و مصلحت حكم نمىكند، موجب رغبت به طاعت و كراهت از معصيت مىشود.
خلاصه سخن اين كه بر اساس روايات اسلامى، ايمان، عاملى است كه موجب رضامندى از قضا و قدر الهى مىشود و به همين جهت، چنين شخصى در برابر بلاها، صبور و در برابر
نعمتها، شكور و نسبت به طاعت، رغبت و نسبت به معصيت، كراهت دارد. اتفاقاً در روايتى از پيامبر خدا (ص) به نوعى به هر چهار مؤلّفه، اشاره شده است.[٤٨١]
[٤٧٨]. فَإن قَالَ: لِمَ أَمَرَ اللهُ الخَلقَ بِالاقرارِ بِاللهِ وبِرُسُلِهِ وَحُجَجِهِ وَبِما جَاءَ مِن عِندَ اللهِ عزوجل؟ قيل: لِعِلَل كَثيرَةٍ: ... وَمِنها أنَّ اللهَ عزّ وجلّ حَكيمٌ، وَلا يَكونُ الحَكيمٌ ولا يوصَفُ بِالحِكمَةِ إلّا الَّذى يَحظُرُ الفَسادَ، ويَأمُرُ بِالصلاحِ، ويَزجُرُ عن الظُّلمِ، وَيَنهَى عَن الفَواحِشِ، وَلا يكونُ حَظرُ الفَسادَ والامرُ بِالصلاحِ والنَّهىُ عَنِ الفَواحِشِ إلّا بَعدَ الإقرارِ بِاللهِ عزّ وجلّ ومَعرِفَةِ الآمِرِ والناهِى، فَلَو تُرِكَ الناسُ بِغَيرِ إقرارِ بِاللهِ ولا مَعرِفَتِهِ لَم يَثبُت أمرٌ بِصَلاحٍ، ولا نَهىٌ عَن فَسَادٍ إذ لا آمِرَ ولا ناهِىَ( همان، ص ٥٩).
[٤٧٩]. پيامبر خدا( ص)- فى حجّة الوَداعِ-: يا أيها الناسُ، واللهِ ما مِن شَىءٍ يقَرِّبُكم مِنَ الجَنَّة و يباعِدُكم مِنَ النّارِ إلّا و قد أمَرتُكم بهِ( الكافى، ج ٥، ص ٧٤، ح ٢).
[٤٨٠]. امامُ على( ع)- فى وصيتِهِ لابنِهِ-: إنّه[ يعنِى اللهَ سبحانَهُ] لَم يأمُرْك إلّا بِحَسَنٍ، و لَم ينهَك إلّا عن قَبِيحٍ( نهج البلاغة، نامه ٣١).
[٤٨١]. پيامبر خدا( ص): إنَّ المُؤمِنَ إذا أحسَنَ استَبشَرَ، وإذا أساءَ استَغفَرَ، وإذَا ابتُلِى صَبَرَ، وإذا اعطِى شَكرَ، وإذا اسىءَ إلَيهِ غَفَرَ( عوالى اللآلى، ج ١، ص ٤٣٧، ح ١٥١؛ عيون أخبار الرضا( ع)، ج ٢، ص ٢٤، ح ٢).