الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠٣ - چهار اصالت نداشتن
«سراى اندوه»[٤٠٥] ياد شده كه «برخوردارىهاى اندك»[٤٠٦] دارد و «زودگذر»[٤٠٧] و «نابود شدنى»[٤٠٨] است، نه پايدار و پُربهره. از اين رو، «سراى جدايى»[٤٠٩] است، نه ماندن و بهره بردن و چون «گذرگاه»[٤١٠] است كه بايد از آن «كوچ»[٤١١] كرد و «رفت».[٤١٢] البته اين بلاها و سختىها، در راستاى رشد و تكامل اند كه در آينده به آنها خواهيم پرداخت. آنچه در اين جا مهم است اين كه اگر كسى بداند دنيا جاى راحتى نيست، از سختىها و گرفتارىهاى دنيا ناراضى و ناخرسند نمىگردد.
سه. سراى عمل
بر اساس روايات اسلامى، دنيا، سراى عمل است كه در آن افراد به انجام دادن طاعت و ترك معصيت فراخوانده مىشوند. پيامبر خدا (ص) در اين باره مىفرمايد:
ألا وإنّكم فى يومِ عملٍ وَلا حِسابَ فِيهِ، ويوشِك أنْ تَكونوا فى يومِ حِسابٍ لَيس فيهِ عَملٌ.[٤١٣]
آگاه باشيد كه اينك شما در روزى هستيد كه هنگام عمل است و حسابرسى در آن نيست، و زودا كه به روزى برسيد كه روز حسابرسى است نه جاى عمل!
بنا بر اين، دنيا جايى نيست كه فرد در آن آزاد باشد و هر رفتارى كه مىخواهد انجام دهد؛ بلكه بايد تحت برنامهاى مشخّص حركت كند تا آينده خود را بسازد. البته همان گونه كه در مبانى دينشناختى مىآيد، اين دستورها در راستاى تكامل و حيات عالى انسانى اند.
چهار. اصالت نداشتن
دنيا مقطعى از زندگى است كه به لحاظ زمانى، بخش ناچيزى از حيات انسانى را تشكيل مىدهد. چند سالى در اين دنيا زندگى مىكنيم؛ ولى حيات جاويد ما در سراى ديگر است. به لحاظ ارزش نيز دنيا و همه تمتّعات آن، ناچيزند. دنيا و همه آنچه در آن است، به خاطر انسان و در خدمت انسانْ آفريده شدهاند و همچون ابزارى براى زندگى واقعى اويند. پيامبر خدا (ص) مىفرمايد:
[٤٠٥]. ر. ك: همان، ص ٣٢( دار ترح).
[٤٠٦]. ر. ك: همان، ص ٣٤( دار متاع).
[٤٠٧]. ر. ك: همان، ص ٥١( دار فراق).
[٤٠٨]. ر. ك: همان، ص ٤٣( دار فناء).
[٤٠٩]. ر. ك: همان، ص ٤١( دار فراق).
[٤١٠]. ر. ك: همان، ص ٣٩( دار ممرّ).
[٤١١]. ر. ك: همان، ص ٣٦( دار قلعة).
[٤١٢]. ر. ك: همان، ص ٣٩( دار شخوص).
[٤١٣]. أعلام الدين، ص ٣٤٥.