الگوى اسلامى شادكامى با رويكرد روان شناسى مثبت گرا - پسنديده، عباس - الصفحة ١٠١ - يك فرصت تكامل
مىداند و البته براى كسى كه دنيا، او را از آخرتش باز دارد و نگذارد كه موجبات خشنودى پروردگارش را فراهم آورد، بد سرايى خواهد بود.[٣٩٦] از اين رو، از دنيا به عنوان مَركبى نيكو براى مؤمن ياد كرده كه به وسيله آن به خوبى مىرسد و از بدى مىرَهَد.[٣٩٧]
جابر بن عبد الله انصارى نقل مىكند كه: ما در بصره [در جنگ جمل] با امير مؤمنان (ع) بوديم. چون ايشان از جنگ با جنگافروزان، آسوده شد، در آخرِ شب به نزد ما آمد و فرمود: «در چه حاليد؟». گفتيم: بر سرِ نكوهش دنيا. فرمود: «دنيا را بر چه نكوهش مىكنى، اى جابر؟!». سپس، حمد و ثناى الهى به جاى آورد و فرمود: «چه شده است كه عدّهاى دنيا را نكوهش مىكنند و دَم از بىرغبتى به آن مىزنند؟ دنيا، براى كسى كه با آن از درِ راستى درآيد، منزلگاه راستى و صداقت است و براى كسى كه متوجّه منظورش شود، سكونتگاه عافيت است و براى كسى كه از آن توشه برگيرد، سراى ثروت است و عبادتگاه پيامبران خداست و فرودگاه وحى او و نمازخانه فرشتگانش و مسكن دوستدارانش و تجارتخانه اوليايش. اين افراد در دنيا، رحمت كسب كردند و از آن، بهشت را سود بردند. پس كيست كه دنيا را نكوهش كند، اى جابر؟ در حالى كه دنيا خود، جدايى خويش را اعلام كرده و رفتنش را جار زده و خبر مرگ و زوال خويش را داده است. با بلاهايش درس عبرت داده و با شادىهايش به شادى تشويق كرده است. در نيمروز، فاجعه آورده و در صبحگاه، نعمت و عافيت؛ بيم مىدهد و اميد مىبخشد. گروهى در هنگام پشيمانى به نكوهش دنيا مىپردازند. دنيا به همه آنها خدمت كرد و با صداقت برخورد كرد. يادآورىشان كرد و يادآور شدند. اندرزشان داد و اندرز گرفتند. ترساندشان و ترسيدند. و تشويقشان كرد و به شوق آمدند.[٣٩٨]
[٣٩٦]. پيامبر خدا( ص): نِعمَتِ الدّارُ الدُّنيا لِمَن تَزَوَّدَ مِنها لِاآخِرَتِهِ حَتّى يرضِى رَبَّهُ، وبِئسَتِ الدّارُ لِمَن صَدَّتهُ عَن آخِرَتِهِ وقَصُرَت بِهِ عَن رِضاءِ رَبِّهِ، وإذا قالَ العَبدُ: قَبَّحَ اللّهُ الدُّنيا، قالَتِ الدُّنيا: قَبَّحَ اللّهُ أعصانا لِرَبِّهِ( المستدرك على الصحيحين، ج ٤، ص ٣٤٨، ح ٧٨٧٠).
[٣٩٧]. پيامبر خدا( ص): لا تَسُبُّوا الدُّنيا؛ فَنِعمَت مَطِية المُؤمِنِ، فَعَلَيها يبلُغُ الخَيرَ، وبِها ينجو مِنَ الشَّرِّ. إنَّهُ إذا قالَ العَبدُ: لَعَنَ اللّهُ الدُّنيا، قالَتِ الدُّنيا: لَعَنَ اللّهُ أعصانا لِرَبِّهِ( اعلام الدين، ص ٣٣٥؛ ارشاد القلوب، ص ١٧٦؛ بحار الأنوار، ج ٧٧، ص ١٧٨، ح ١٠).
[٣٩٨]. تحف العقول، به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى: كنّا مَعَ أميرِ المُؤمِنين( ع) بِالبَصرَة فَلَمّا فَرَغَ مِن قِتالِ مَن قاتَلَهُ أشرَفَ عَلَينا مِن آخِرِ اللَّيلِ، فَقالَ: ما أنتُم فيهِ؟ فَقُلنا: فى ذَمِّ الدُّنيا. فَقالَ: عَلامَ تَذُمُّ الدُّنيا يا جابِر؟! ثُمَّ حَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، وقالَ: أمّا بَعدُ، فَما بالُ أقوامٍ يذُمّونَ الدُّنيا، انتَحَلُوا الزُّهدَ فيها؟ الدُّنيا مَنزِلُ صِدقٍ لِمَن صَدَقَها، ومَسكنُ عافِية لِمَن فَهِمَ عَنها، ودارُ غِنىً لِمَن تَزَوَّدَ مِنها، مَسجِدُ أنبِياءِ اللّه، ومَهبِطُ وَحيهِ، ومُصَلّى مَلائِكتِهِ، ومَسكنُ أحِبّائِهِ، ومَتجَرُ أولِيائِهِ؛ اكتَسَبوا فيهَا الرَّحمَة، ورَبِحوا مِنهَا الجَنَّة، فَمَن ذا يذُمُّ الدُّنيا يا جابِر؟ وقَد آذَنَت بِبَينِها، ونادَت بِانقِطاعِها، ونَعَت نَفسَها بِالزَّوالِ، ومَثَّلَت بِبِلائِها البَلاءَ، وشَوَّقَت بِسُرورِها إلَى السُّرورِ، وراحَت بِفَجيعَة، وَابتَكرَت بِنِعمَة وعافِية؛ تَرهيبا وتَرغيبا، يذُمُّها قَومٌ عِندَ النَّدامَة، خَدَمَتهُم جَميعا فَصَدَّقَتهُم، وذَكرَتهُم فَذَكروا، ووَعَظَتهُم فَاتَّعَظوا، وخَوَّفَتهُم فَخافوا، وشَوَّقَتهُم فَاشتاقوا( تحف العقول، ص ١٨٦).