اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٧ - راه حلّ اوّل راه حلّ مرحوم آخوند
اشكال است: اشكال اصل مطلب مرحوم آخوند: ايشان فرمود: «چه مانعى دارد كه يك مفهوم عامى، داراى مصداقى منحصر به فرد باشد ولى در عين حال، لفظ براى همان مفهوم عام وضع شود؟» ما در جواب مىگوييم: اشكالش اين است كه چنين چيزى با غرض و هدف وضع نمىسازد. وضع، يك كار بيهوده و لغو نيست، وضع، تشريفاتى نيست كه از ناحيه واضع صورت مىگيرد بلكه وضع براى تسهيل در مقام تفهيم و تفهّم است. قبل از وضع، بايد مقاصد با اشاره تفهيم و تفهّم مىشد و اين امر مشكلات زيادى به وجود آورده بود، براى از بين بردن اين مشكلات، مسأله وضع مطرح گرديد. بايد خداوند مولودى به شخص عنايت كند تا نامگذارى براى او تحقق پيدا كند ولى اگر كسى مولودى ندارد و احتمال اين كه مولودى داشته باشد در بين نيست، چه معنا دارد كه نامگذارى براى فرزند تخيّلى خودش بكند؟ هميشه وضع با اين هدف همراه است كه تفهيم و تفهّم سهولت پيدا كند. وقتى هدف از وضع اين شد ما سؤال مىكنيم: شما مىگوييد: «چه اشكالى دارد كه موضوع له، يك معناى عام باشد ولى مصداق آن منحصر به فرد باشد» مىگوييم: در اين صورت چه فايدهاى دارد كه لفظ را براى اين موضوع عام وضع كنند؟ وضع لفظ براى چنين مفهوم عامىّ، چه مشكلى را حل مىكند.
اين وضع، چه تسهيلى را بهوجود مىآورد؟ لذا ما وقتى غرض وضع و هدف وضع را در نظر بگيريم مىبينيم به ما اجازه چنين كارى را نمىدهد. اگر شما در مورد اسم زمان ملاحظه مىكنيد كه فقط «متلبّس بالمبدا» تصور دارد و «منقضى عنه المبدأ» تصور ندارد چه اثرى بر اين مترتّب مىشود كه اسم زمان را براى معناى جامع و براى قدر مشترك بين متلبّس و منقضى وضع كنيم؟ اشكال مؤيّد اوّل مرحوم آخوند: قبول داريم كه در لفظ جلاله «اللَّه» خلاف و نزاع واقع شده است، ولى اوّلًا: ما در اين نزاع قول اوّل را مقتضاى تحقيق مىدانيم و معتقديم:
لفظ جلاله «اللَّه» علم براى ذات مقدّس پروردگار است و علم شخص است نه اين كه براى مفهوم كلّى «الذات المستجمع لجميع الصفات الكمالية» وضع شده باشد.