اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٦ - راه حلّ اوّل راه حلّ مرحوم آخوند
و هيچ تعدّدى در مورد آن مطرح نيست ولى در عين حال در مورد موضوع له كلمه «اللَّه» اختلاف شده است. بعضى مىگويند: موضوع له آن، همان شخص خداوند است، يعنى در حقيقت، «اللَّه» علم براى ذات مقدّس پروردگار است. و بعضى معتقدند:
موضوع له كلمه «اللَّه» معناى كلّى «الذات المستجمع لجميع الصفات الكمالية» است. اينان از طرفى مىگويند: موضوع له يك معناى كلّى است و از طرفى براساس ادلّه توحيد، آن كلّى را منحصر در يك فرد مىدانند. معلوم مىشود منافاتى ندارد كه ادلّه توحيد ما را هدايت كند به توحيد ذات، ولى با وجود اين، موضوع له كلمه «اللَّه» يك معناى كلّى باشد. بنابراين مرحوم آخوند مىخواهد بفرمايد: همين اختلافى كه در مورد موضوع له كلمه «اللَّه» مطرح شده مؤيّد اين مطلب است كه مانعى ندارد لفظى براى يك مفهوم كلّى وضع شده باشد و آن كلّى منحصر به فرد باشد. مؤيّد دوّم: مرحوم آخوند مىفرمايد: اختلافى نيست كه كلمه «الواجب» براى يك مفهوم كلّى وضع شده است درحالىكه بدون اشكال- به مقتضاى ادلّه توحيد- مصداق «الواجب» منحصر به ذات مقدس پروردگار است و عنوان «الواجب» از عنوان «اللَّه» هم بهتر مىتواند حرف ما را تأييد كند زيرا عنوان «اللَّه» محلّ خلاف و نزاع بود و بعضى احتمال دادهاند علم ذات و علم شخص باشد ولى در مورد كلمه «الواجب» كسى اين احتمال را نداده است بلكه همه اتفاق دارند كه «الواجب» براى معناى عامّى وضع شده است، ولى- به مقتضاى ادلّه توحيد- مصداق «الواجب» واحد است و آن اختصاص به ذات مقدّس پروردگار دارد. [١] بررسى كلام مرحوم آخوند: مرحوم آخوند، در حقيقت سه مطلب را مطرح كرد كه هر سه مطلب مورد
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٦٠ و ٦١