اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٠ - ٣- كلام محقق اصفهانى رحمه الله
استفاده مىشود. شما مىگوييد: اين (أقم الصلاة) كه در آيه آمده و معنايش اين است كه شما مىدانيد صلاة چيست و وجوب نماز را هم مىدانيد، فقط آمدهايم اوقات نماز را براى شما بيان كنيم و بگوييم: اوقات نماز، (لدلوك الشمس إلى غسق الليل) است.
آيا صلاة در (أقم الصلاة) معنايش اين است؟ يعنى همان چيزى كه در شبانه روز پنج نوبت خوانده مىشود. آيا مردم، آيه را اين گونه معنا مىكنند؟ پس (لدلوك الشمس) براى چه آمده است؟ آيا مىتوانيم بگوييم: از (أقم الصلاة) يك معناى مبهمى را مىفهميم؟ با چه چيزى به آن معناى مبهم اشاره كنيم؟ آيه تازه مىخواهد اوقات صلاة را بگويد. زوال شمس تا نصف شب كه وقت براى چهار نماز است در اين آيه مطرح شده است. خلاصه اين كه ما نمىتوانيم بگوييم: «متشرعه، از معناى صلاة، يك معناى مبهم يدرك و لا يوصف را استفاده مىكنند و راههاى معرفى آن معنا عبارت از راههايى است كه بعد از دستور (أقيموا الصلاة) آمده است». آيه شريفه (انّ الصلاة تنهى عن الفحشاء و المنكر) [١] بعد از مدتها نازل شده است و ما كه طلبه هستيم تا وقتى به كفاية الاصول نرسيده و حرف مرحوم آخوند را نديدهايم و يا تفسير آيه را مطالعه نكردهايم اين آثار به ذهنمان نمىآيد. الآن هم كه چند روزى است در اين زمينه بحث مىكنيم باز وقتى من كلمه «صلاة» را مىگويم، به ذهن شما مسئله نهى از فحشاء و منكر نمىآيد، تا چه رسد به متشرعه كوچه و بازار كه اصلًا اطلاعى از اين آثار و خواص نماز ندارند، ولى در عين حال، وقتى كلمه صلاة نزد متشرعه مطرح مىشود مىفهمند كه صلاة عبادتى است كه داراى اجزاء و شرايطى مىباشد و خصوصياتى- مثل روبهقبله بودن و ...- در آن معتبر است. تمام اين خصوصيات، در ذهن متشرعه نقش مىبندد. در اين صورت، چگونه مىتوان گفت كه جز يك معناى مبهم يدرك و لا يوصف- كه با اين آثار بايد توصيف شود- به ذهن نمىآيد؟ اين خلاف چيزى است
[١]- العنكبوت: ٤٥