اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٢ - ٤- كلام مرحوم آيت اللَّه بروجردى
است و از شما سؤال كنند كه او چه مىكند؟ جواب مىدهيد: هو في الصلاة، و صلاة را ظرف براى اين شخص قرار مىدهيد. يا وقتى نماز تمام شد مىگوييد: فَرَغَ من الصلاة.
آيا بعد از تمام شدن نماز مىگوييد: «الآن وُجِدَت الصلاة»؟ ملاحظه مىشود كه تعبيراتى كه در مورد صلاة بكار مىرود با تعبيراتى كه در مورد ساير مركبات بكار مىرود تطبيق نمىكند. در مركبات ديگر، قبل از تماميت اجزاء، هيچچيزى وجود پيدا نكرده است. بلكه بعد از تمام شدن اجزاء، اوّلين آنِ مركّب و اوّلين زمان وجود آن مركّب آغاز مىشود ولى در باب نماز، چنين تعبيراتى وجود ندارد.
تعبيرات مربوط به نماز، حاكى از اين است كه نماز يك حقيقتى ماوراء اين اجزاء و شرايط است. حقيقتى است كه به مجرّد گفتن تكبير، تحقق پيدا مىكند و سپس تا آخر نماز، ادامه مىيابد. اينها همه دليل بر اين است كه عنوان صلاة، عنوان مركّب نيست، زيرا تعابيرى كه در مورد نماز بكار مىرود در مورد مركّبات ديگر وجود ندارد، پس اين اجزاء به منزله مواد هستند ولى حقيقت صلاة عبارت از خشوع و خضوع خاص است و اين خشوع و خضوع در تمامى نمازها وجود دارد. موادّ، گاهى از نظر كيفيت و گاهى از نظر كمّيت تغيير مىكند، مثلًا ركوع معمولى و ركوع با اشاره تغيير كيفى است و نماز مسافر و حاضر تغيير كمّى است و اختلاف مواد در كيفيت و كميت، هيچ لطمهاى به آن حقيقت واحد- كه عبارت از خضوع خاص است و در تمامى نمازهاى صحيح وجود دارد- وارد نمىكند. همان خضوع خاصى كه در نماز چهارركعتى است در نماز دوركعتى و حتى نماز غريق وجود دارد با اين كه از نظر صورت، بين نماز غريق و نمازهاى ديگر تفاوت وجود دارد. سپس مىفرمايد: اين خضوع خاص، فقط در نمازهاى صحيح وجود دارد و در نمازهاى باطل راهى ندارد. [١] مؤيدى براى كلام مرحوم بروجردى:
[١]- نهاية الاصول، ج ١، ص ٤٧ و ٤٨