آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٥٢
فقه الحديث: در اين صحيحه حمّاد از امام صادق عليه السلام احكام زن مرتدّ را مىپرسد.
امام عليه السلام فرمود: او را نمىكشند؛ بلكه او را به كار سختى وادار مىكنند؛ طعام و شراب به او نمىدهند، مگر مقدارى كه حيات او را حفظ كند و مانع مرگش شود؛ بر او لباسهاى خشن مىپوشانند؛ و بر ترك نماز او را مىزنند.
كيفيت دلالت: اين روايت سؤال راوى از مطلق زن مرتدّ بود؛ زيرا، ظهورى در مرتدّ فطرى يا مرتدّ ملّى ندارد. در روايت فرمود: «تضرب على الصلوات» علّت ضرب اين است كه مرتدّ كافر است، يا نماز نمىخواند و يا نمازش باطل است. زيرا، كفر مانع صحّت نمازش مىباشد؛ ليكن آنچه در اين روايت آمده است با فتواى فقها فرق دارد. در عبارت فقها «تضرب في أوقات الصلوات» آمده، در حالى كه در روايت «تضرب على الصلوات» آمده است؛ اين دو با هم فرق دارد. زيرا، اگر براى ترك يك هفته نماز يكبار او را بزنند «تضرب على الصلوات» امتثال شده است؛ ولى بنا بر فتواى فقها بايد در هر شبانهروز دستكم سه مرتبه او را بزنند؛ يعنى در بينالطلوعين به عنوان نماز صبح، بين زوال و غروب به عنوان نماز ظهر و عصر و بين غروب و نصف شب براى نماز مغرب و عشا.
مطلبى كه در روايت ديده نمىشود، حبس و زندان زن مرتدّ است؛ بلكه امام عليه السلام فرمود: «تستخدم خدمة شديدة وتمنع الطعام والشراب»، اگر بخواهند او را به خدمت سختى وادار كنند و از طعام و شراب بازدارند، بايد دائماً در اختيار حاكم شرع باشد و راهى براى انجام اين امور غير از مسألهى زندان نيست. از سوى ديگر، جملات «تستخدم خدمة شديدة وتمنع الطعام والشراب» اطلاق دارد و مقيّد به زمانى نيست. از اين مطلب نيز استفاده مىكنيم كه اين امور دائمى است. بنابراين، از اطلاق روايت، زندان و حبس دائم فهميده مىشود. البتّه روايات ديگر نيز بر اين مطلب دلالت دارد.
٢- وبإسناده عن الحسين بن سعيد بن حمّاد، عن حريز، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام، قال: لا يخلد في السّجن إلّا ثلاثة: الّذي يمسك على الموت والمرأة ترتدّ عن الإسلام، والسارق بعد قطع اليد والرِّجل. [١]
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٥٠، باب ٤ از ابواب حدّ مرتد، ح ٣.