آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٤٨ - فرع چهارم عدم قطع بر هتك حرز و بردن مال خود
در كتاب قواعد، [١] مسالك [٢] و مبسوط [٣] فرمودهاند: خانهى غصبى حرز نيست؛ زيرا، استيلاى فرد غاصب بر آن خانه نامشروع است؛ لذا حرزى كه تهيه كرده مانند عدم حرز است. به خانهاى شبيه است كه دربش باز مىباشد؛ زيرا، غاصب حقّ بستن درب را ندارد، و هر تصرّفى از او در اين خانه ممنوع و نامشروع است. بنابراين، اگر غاصب درب خانه را باز مىگذاشت حرزى محقّق نبود، در صورتى كه دربش را قفل كند، چون تصرّف غاصبانه و نامشروع است، گويا قفلى نزده است، لذا اگر غير مالك نيز هتك حرز كند و مالى را ببرد، سرقت به شمار نمىآيد تا دستش قطع گردد.
عبارت تحرير الوسيله به خلاف آنچه در كتب مذكور آمده، اشعار دارد؛ زيرا، عدم قطع را به سرقت مالك مقيّد كرده است. نكتهاش اين است كه حرز يك معناى عرفى دارد، و مشروعيّت در آن دخالت ندارد، عرف خانهى غصبى را نسبت به مالكش حرز نمىبيند، امّا براى غير مالك حرز مىداند.
به بيان ديگر، يك حساب و رابطهاى بين غاصب و مغصوب منه است و ديگران از اين رابطه بهرهاى ندارند. بنابراين، اگر غاصب درب منزل را قفل كند، به نظر عرف در حقّ ديگران حرز به شمار مىآيد. اين فتوا از بعضى از بزرگان وجهى ندارد؛ زيرا، تقسيم حرز به شرعى و غيرشرعى ناتمام است، و سرقت غير غاصب، سرقت از حرز محسوب مىگردد. بنابراين، اگر شرايط ديگر وجود داشته باشد، دستش را مىبرند.
فرع چهارم: عدم قطع بر هتك حرز و بردن مال خود
اگر صاحب خانهاى فرشى را از شخصى غصب، و در خانهاش پهن كرد، مالك فرش تنها راه رسيدن به مالش را سرقت شبانه با هتك حرز تشخيص داد و دست به اين كار زد، حكم اين عمل چيست؟
حكم يك فرضش روشن است؛ جايى كه تنها راه رسيدن به مال، هتك حرز باشد، صاحب مال درست است كه هتك حرز كرده، و چون راه منحصر به فرد براى رسيدن به
[١]. قواعد الاحكام، ج ٢، ص ٢٧٠.
[٢]. مسالك الافهام، ج ١٤، ص ٥٠٤.
[٣]. المسبوط، ج ١٤، ص ٥٠٤.