آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٦٧ - سرايت حدّ به اعضاى ديگر
[سراية الحدّ ليست مضمونة]
[مسألة ٧- سراية الحدّ ليست مضمونة، لا على الحاكم ولا على الحدّاد، وإن اقيم في حرّ أو برد، نعم، يستحبّ إقامته في الصيف في أطراف النهار، وفي الشتاء في وسطه لتوقّي شدّة الحرّ والبرد.]
سرايت حدّ به اعضاى ديگر
اگر انگشتان سارق را بريدند و جراحت بدنش با مداوا و علاج بهبودى يافت، بحثى نيست؛ امّا اگر اين جراحت عفونت كرد و به اعضاى ديگر سرايت كرد، گاه به حدّ مرگ نيز مىرسد. در صورتى كه حكم حاكم صحيح و مجرى حدّ نيز همان حكم را بدون كم و كاست پياده كرده باشد، هيچ كس ضامن نيست.
البتّه مسأله مربوط به جايى است كه در اجراى حدّ، ترس خطر جانى بر مجرم نباشد؛ همان طور كه در باب قطع دست شلّ گفتيم. با وجود احتمال عقلايى با منشأ عقلايى حقّ قطع دست نداريم.
دليل اين مطلب، روايات معتبرى است كه به عدم ضمان تصريح دارد؛ ليكن در مقابل آنها روايات ضعيفى هست كه بين حقّاللَّه و حقّالناس تفصيل مىدهد؛ لذا، به يك روايت از دستهى اوّل اكتفا مىشود و روايات دستهى دوّم را براى بررسى و حلّ تعارض مطرح مىكنيم.
وبإسناده عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن حمّاد، عن الحلبي، عن أبي عبد اللَّه عليه السلام قال: أيّما رجل قتله الحدّ أو القصاص فلا دية له. [١]
فقه الحديث: در اين روايت صحيحه، امام صادق عليه السلام فرمود: هر مردى كه اجراى حدّ يا قصاص سبب مرگش شود، ديهاى در قتلش وجود ندارد.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٩، ص ٤٧، باب ٢٤ از ابواب قصاص نفس، ح ٩.