آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٤٣ - فرع دوّم ترساندن با سنگ و تازيانه و چوب
علّامه رحمه الله مىفرمايد: إنّما يتحقّق لو قصدوا أخذ المال قهراً مجاهرة، فإن أخذوه خفيةً فهم سارقون، وإن أخذوه اختطافاً وهربوا فهم منتهبون لا قطع عليهم. [١]
تحقّق محاربه به گرفتن مال مردم به زور و علنى است. اگر پنهانى آن را بردارند سارقاند؛ و اگر از غفلت صاحب مال استفاده مىكند و مالش را مىربايد، مختطف و منتهب مىباشند و حدّ قطع محارب بر آنان پياده نمىشود.
فرع دوّم: ترساندن با سنگ و تازيانه و چوب
در مسألهى اوّل در معناى سلاح، اين بحث را مطرح كرديم. امام راحل اين اشيا را داخل در سلاح نمىدانند؛ لذا حكم محارب بر كسى كه آنها را به قصد اخافهى مردم به كار برد، مترتّب نمىكنند؛ به خصوص در مورد تازيانه و عصا. زيرا سلاح آلت قتل است ولى تازيانه و عصا آلت قتل نيستند؛ و جنبهى سلاحى ندارند؛ بلكه تازيانه آلت ضرب است.
نهايت كارى كه از عصا حاصل مىشود، سر شكستن و مانند آن است.
نسبت به سنگ احتياط مىكنند؛ زيرا، از قديم الايّام سنگ جنبهى سلاحى داشته است. وقتى كه سلاح ديگرى در دسترس نباشد، از اين سلاح طبيعى استفاده مىشود.
وسايلى نيز براى پرتاب سنگ وجود دارد.
[١]. قواعد الاحكام، ج ٢، ص ٢٧١.