آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٣٦ - خروج كودك، مجنون و شوخ از عنوان محارب
مصاديق مفسد فى الأرض هستند، ولى عنوان محارب بر آنها صدق نمىكند؛ زيرا، محارب از حرب مشتق شده است و در حرب نياز به سلاح و تجريد آن است؛ و بدون سلاح محاربه محقّق نمىگردد.
خروج «مدافع» از عنوان محارب
كسى كه شمشير مىكشد يا سلاح برمىدارد ليكن براى ترساندن محارب، مدافع نام دارد و نه محارب؛ زيرا، براى دفاع از مردم يا خودش سلاح مىكشد و محارب را مىترساند؛ هرچند بيشتر قيود تعريف محارب در مدافع نيز وجود دارد، امّا مدافع، با تجريد يا تجهيز سلاحش محاربى كه مسلمان است را مىترساند؛ لذا، در آن تعريف، يك قيد توضيحى «وإرادة الإفساد فى الأرض» بود؛ يعنى محارب اين اعمال را براى ايجاد فساد در زمين انجام مىدهد. اين قيد در مدافع كه به جنگ محارب مىرود، و قصدش دفع فساد است نه ايجاد فساد، وجود ندارد. لذا، از تعريف محارب خارج است.
اگر محاربى بالفعل وجود ندارد، يعنى شخصى كه به قصد ترساندن مردم و ايجاد فساد، تجريد يا تجهيز سلاح كرده باشد، وجود ندارد؛ امّا نسبت به اين فرد قصد سوء دارند و درصدد اذيّت و آزارش هستند، اگر براى دفاع از خود و جلوگيرى از ضربات آنان سلاح بردارد، محارب نيست؛ زيرا، قصد فساد ندارد، بلكه مىخواهد از تحقّق فسادى جلوگيرى كند.
خروج كودك، مجنون و شوخ از عنوان محارب
صاحب جواهر رحمه الله مسألهى صغير را در اين باب مطرح نكردهاند؛ شايد به روشن بودن اعتبار بلوغ در اقامهى حدّ اكتفا كردهاند. [١]
در باب زنا، لواط، سرقت، شرب خمر، حكم صبىّ را متعرّض شدهاند، و عدم تعرّض فقها در باب محارب به خاطر عدم فرق بين بالغ و غيربالغ نيست؛ بلكه به علّت وضوح مسأله آن را مطرح نكردهاند. پس، همانگونه كه در عناوين سابقه، شرط ثبوت حدّ، عقل و
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٥٧٠، سطر ١٩.