آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٠٦ - دليل قول مشهور
دليل قول مشهور
رواياتى كه در اثبات مطلب اوّل مطرح كرديم، براى اثبات مطلب دوّم مجدّداً بررسى مىشود.
١- بهذا الإسناد عنه قال: لا يقطع إلّامن نقب بيتاً أو كسر قفلًا. [١]
دلالت حديث: امام صادق عليه السلام به صورت نفى و اثبات- يعنى حصر- مىفرمايد: قطع دست نيست مگر آن كه نقبى به خانهاى بزند يا قفلى را بشكند. اين روايت به صورت ارسال از جميل نيز نقل شده است. [٢]
از خارج مىدانيم خصوصيّتى براى شكستن قفل نيست. اگر كليد بيندازد وقفل را باز كند، باز هم سرقت به حساب مىآيد؛ يا اگر نقب و بُريدن قفل هم نباشد، بلكه از ديوار مرتفع و بلندى بالا آمد و به درون خانه رسيد و اشيايى را بُرد، باز سرقت صادق است. به عبارت ديگر، از دو عنوان نقب و شكستن قفل نسبت به موارد مشابه با آن، الغاى خصوصيّت مىكنيم؛ امّا نمىتوان به هر مكانى كه دخول به آن بدون اجازهى صاحبش جايز نيست، تعميم داد.
از اينرو، اگر كسى فراموش كند درب خانهاش را ببندد و فردى بدون هيچ مانع و رادعى وارد منزل شود و كالايى را ببرد، نمىتوان اين عمل را مشمول روايت قرار داد و از نقب و كسر قفل تا به اين حدّ الغاى خصوصيّت كرد.
٢- وبإسناده عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن محمّد بن يحيى، عن طلحة بن زيد، عن جعفر، عن أبيه، عن عليّ عليه السلام، قال: ليس على السّارق قطع حتّى يخرج بالسّرقة من البيت. [٣]
فقه الحديث: در اين روايت معتبره- هرچند صحيحه نيست- حضرت امير مؤمنان عليه السلام مىفرمايد: تا هنگامى كه سارق مال را از خانه بيرون نياورد، دستش را قطع نمىكنند.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٠٩، باب ١٨ از ابواب حدّ سرقت، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٥١٠، ح ٥.
[٣]. همان، ص ٤٩٩، باب ٨ از ابواب حدّ سرقت، ح ٤.