آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٤٦ - حكم تكرار سرقت
قطعت رجله اليسرى. [١]
سند حديث: اگر عبدالرحمان بن حجّاج اين روايت را از بكير بن اعين روايت كرده باشد، همان طور كه بعضى از نسخهها «عبدالرحمن بن الحجّاج عن بكير بن أعين» دارد، يك روايت محسوب مىشود؛ ولى اگر عبدالرحمان بهطور مستقيم از امام باقر عليه السلام نقل كرده دو روايت هست. به هر حال، روايت، به تمام معنا صحيحه است.
فقه الحديث: از امام باقر عليه السلام دربارهى مردى كه دزدى كرد و نتوانستند او را دستگير كنند، فرار كرد و بار دوّم نيز مرتكب دزدى شد و فرار كرد، پس از سرقت در مرتبهى سوّم او را گرفتند، بيّنه نزد حاكم شرع بر سرقت مرتبهى اول و مرتبهى سوّم شهادت داد- (هرچند سهبار دزدى كرده بود ليكن نزد حاكم مرتبهى اول و آخر ثابت شد)- سؤال شد.
امام باقر عليه السلام فرمود: دستش را براى سرقت اوّل مىبرند، ولى پايش را براى سرقت دوّم قطع نمىكنند. اعتراض شد، دليلش چيست؟ بيّنه بر دو سرقت شهادت داده است؟
امام عليه السلام فرمود: شهود در يك مجلس بر هر دو سرقتش شهادت دادند، تخلّل حدّى بين دو شهادت نبود. اگر شهود پس از شهادت اوّلشان صبر مىكردند تا حدّ دربارهاش اجرا گردد سپس بر سرقت اخير شهادت مىدادند، پاى چپش نيز قطع مىشد.
فرع غير مذكور: اگر به شهود پس از شهادت بر سرقت اوّل گفتند: دست نگاه داريد شهادت ندهيد با آن كه در آن مجلس حاضر بودند، پس از قطع دست سارق به آنها بگويند: الآن بر سرقت ديگرش شهادت دهيد، به همين مقدار در تخلّل حدّ كافى است، و حدّ مرتبهى دوّم اجرا مىشود. اين فرع در متون فقهى و تحريرالوسيله مطرح نشده است.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٩٩، باب ٩ از ابواب حدّ سرقت، ح ١.