آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٠٢ - صورت سوّم آوردن مال تا وسط نقب و اخراج توسط ديگرى
ندارد، پس قول سوّمى احداث مىكنيم و مىگوييم: آن دزدى كه خارج از خانه است و از وسط نقب مال مسروقه را مىبرد، دستش بريده مىشود.
مرحوم محقّق رحمه الله با ابنادريس رحمه الله موافقت مىكند. [١] صاحب جواهر رحمه الله قطع دست سارق داخل خانه را به «قيل» نسبت مىدهد، [٢] در حالى كه ابنادريس رحمه الله مىگفت: قائلى ندارد؛ و امام راحل رحمه الله نيز آن را اختيار كردهاند.
نظر برگزيده: آيا نقب داخل حرز است يا خارج از آن؟ از كلام امام راحل رحمه الله استفاده مىشود كه ايشان نقب را خارج از حرز گرفتهاند؛ و به همين جهت، فرمودند: دست سارقى بريده مىشود كه مال مسروقه را تا وسط نقب آورده است؛ زيرا، اگر بگوييم: «هذا أخرج المال من داخل الحرز إلى خارجه» كلام صادقى است، ولى نسبت به ديگرى اين كلام صادق نيست؛ بلكه او شبيه به دزدى است كه مال مسروقهاى را كه سارقى تا بيرون خانه آورده، از آنجا به جايى ديگر منتقل كند.
توجّه به اين نكته لازم است كه حرز به مكانى گفته مىشود كه حافظ مال است، لذا اگر نقبى بزنند كه چند مترى در خانه يا دكان پيش رفته باشد، از آن جا كه عنوان حافظ مال بر آن صادق نيست، عرف آن را حرز نمىداند. مسأله ملكيّت و عدمش در تحقّق حرز دخالت ندارد؛ لذا ما قبول داريم كسى كه مالك زمينى شود از تخوم ارض تا عنان سماء را مالك است، ليكن اگر در خانهاش سردابى بسازد، آن سرداب حرز به شمار مىآيد؛ امّا اگر به خانهاش نقب بزنند از جهت اين كه جنبهى حفاظتى ندارد، حرز نيست. در گذشته گفتيم: هر چيزى حرز خاصّى دارد و حرز تمام اشيا يكسان نيست؛ مثلًا اگر پول را در وسط منزل بگذارد، آنجا براى پول حرز نيست؛ بلكه بايد آن را داخل اتاقى يا گنجهاى يا لابلاى كتابى يا در صندوقى و مانند آن قرار دهد تا حرز صدق كند؛ و از طرفى ملكيّت نيز دخالتى در حرز ندارد. لذا، نقب اگر در اعماق ملك مالك نيز زده شود از نظر عرف، حرز به شمار نمىآيد.
بنابراين، كسى كه مال را از وسط نقب برمىدارد، انتقال مال از حرز توسّط او صادق
[١]. شرايع الاسلام، ج ٤، ص ٩٥٨.
[٢]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٥٥٨.