آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٣٧
معتبر است.
فقه الحديث: از امام صادق عليه السلام پيرامون كودكى كه پس از بلوغ نصرانى شد در حالى كه يكى از والدينش نصرانى يا هر دو مسلمان بودند، سؤال شد. امام عليه السلام فرمود: او را رها نمىكنند، بلكه كتكش مىزنند تا به اسلام برگردد.
دلالت اين روايت روشنتر از روايت قبل است؛ ليكن اشكال ادبى در عطف «أو مسلمَين» مىباشد، ظاهراً لفظ «كانا» از عبارت روايت سقط شده باشد.
نتيجهى بحثهاى گذشته: از سه خصوصيّتى كه لازم بود در مرتدّ فطرى بحث شود، چنين نتيجه گرفتيم كه ملاك در حكم كردن به اسلام طفل، زمان انعقاد نطفه است، و اسلام احدالوالدين كفايت مىكند؛ شرط اجراى احكام مرتدّ فطرى بر چنين فردى نيز گذشتن برههاى از زمان پس از بلوغ است كه در آن، اسلام اصيل و واقعى را اختيار كند. بنابراين، اگر پس از بلوغ، اسلام واقعى را اختيار كرد و سپس مرتدّ شد، عنوان ارتداد بر وى صادق است؛ زيرا، معناى ارتداد، رجوع از اسلام حقيقى به كفر حقيقى است.
خصوصيّت مرتدّ ملى
امام راحل رحمه الله در تحريرالوسيله در باب ارث فرموده است: مرتدّ ملّى كسى است كه در زمان انعقاد نطفهاش والدين او هر دو كافر باشند. اين مطلب از بحث مرتدّ فطرى روشن شد.
سخن در اين است كه آيا بايد پس از بلوغ يك كفر اصيل و واقعى را انتخاب كند، و سپس اسلام واقعى را بپذيرد تا ارتدادش ملّى باشد يا اگر بدون فاصله پس از بلوغ اسلام را اختيار كرد و سپس كافر شد، باز مرتدّ ملّى بر او صادق است؟
امام رحمه الله در آن بحث مىفرمايد: بايد بعد از بلوغ، كفر واقعى را اختيار كند و پس از آن مسلمان گردد، سپس كافر شود تا ارتدادش ملّى باشد. بايد ديد آيا اين مطلب از روايات استفاده مىشود؟
وعنه، عن العمركي بن عليّ، عن عليّ بن جعفر، عن أخيه أبي الحسن عليه السلام، قال: سألته عن مسلم تنصّر قال: يقتل ولا يستتاب، قلت: فنصراني أسلم ثمّ