آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٤٣ - فرع سوّم و چهارم حدّ سوّم و چهارم سرقت
فقه الحديث: اسناد صدوق رحمه الله به قضاوتهاى امير مؤمنان عليه السلام صحيح است.
امير مؤمنان عليه السلام در مرتبهى اوّل حدّ، دست راست سارق را مىبريد. اگر دوباره سرقت مىكرد، پاى چپش را قطع مىكرد؛ و در مرتبهى سوّم، او را به زندان ابد محكوم و از بيتالمال نفقهاش را مىداد.
٥- وعنهم، عن أحمد بن محمّد بن خالد، عن عثمان بن عيسى، عن سماعة بن مهران، قال: قال: إذا اخذ السّارق قطعت يده من وسط الكفّ، فإن عاد قطعت رجله من وسط القدم، فإن عاد استودع السّجن، فإن سرق في السّجن قتل. [١]
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام فرمود: اگر سارق دستگير شد، دستش را از وسط كفّ مىبرند؛ در بار دوّم پايش را از وسط قدم قطع مىكنند؛ در بار سوّم زندانى مىشود؛ و اگر در زندان سرقت كرد، او را مىكشند.
هرچند در روايت، سرقت در بار چهارم را مقيّد به «في السجن» كرد، ليكن اين تقييد از باب مثال است؛ لذا، اگر از زندان فرار كند و در بيرون زندان مرتكب دزدى شود، باز همين حدّ در موردش اجرا مىشود؛ فقها بين دو حالت فرقى نگذاشتهاند.
٦- قال: وروي أنّه من سرق في السّجن قُتل. [٢]
فقه الحديث: اين روايت از مرسلات صدوق رحمه الله است كه به نحو «روي» گفته شده است؛ لذا، فى نفسه اعتبارى ندارد؛ مگر اين كه با عمل مشهور ضعفش را جبران كنيم؛ ليكن با وجود روايات معتبر نيازى به آن نيست.
نتيجه: با روايات گذشته، حدّ سوّم يعنى زندان ابد، و حدّ چهارم يعنى قتل ثابت شد؛ لذا،
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٩٣، باب ٥ از ابواب حدّ سرقت، ح ٤.
[٢]. همان، ص ٤٩٥، ح ١١.