آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٩٧ - بيان مقصود از «ينفوا من الأرض»
در تفسير آيهى شريفه مىفرمايد: اگر به سبب محاربه يكى از حدود بر محاربين واجب شد- (شيخ طوسى رحمه الله به ترتيب قائل است ليكن ترتيبى كه در نهايه [١] گفته غير از ترتيبى است كه در تبيان [٢] و مبسوط [٣] و خلاف [٤] مىگويد)- امام بايد محاربين را تعقيب كند تا به آنان دسترسى پيدا كرده و حدّ را بر آنان اجرا كند. اگر در اين شهر آنان را نيافت، در شهر ديگر دنبالشان بگردد. اين معناى يُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ است.
اين بيان مرحوم شيخ در صورتى تمام است كه به جاى «أو» در آيهى شريفه «واو» باشد. در نتيجه، حدّ محارب يكى از سه امر قتل، صلب و قطع خواهد بود، و حاكم شرع نبايد بنشيند كه اگر بهطور اتّفاقى محارب را دستگير كردند و آوردند حدّ را دربارهاش پياده كند، بلكه بايد به راه افتاده به تعقيب او بپردازد تا او را پيدا كند و حدّش بزند.
بنابراين، «نفى» يكى از حدود محارب در رديف قتل و صلب و قطع نيست و عنوان حدّى ندارد؛ بلكه در رابطهى با اجراى حدّ است.
٢- سپس مىفرمايد: قومى گفتهاند: منفى- كسى كه نفى دربارهاش اجرا مىشود- فردى است كه او را پس از اسلحهكشى دستگير كنند، در حالى كه مرتكب اخذ مال و قتلى نشده باشد. نفى نزد اين جماعت، زندانى كردن است؛ يعنى چنين فردى را از جامعه بيرون مىبريم و دستش را از اجتماع كوتاه مىكنيم. اين امر به حبس محارب محقّق مىگردد.
٣- شيخ صدوق رحمه الله [٥] مىفرمايد: «ينبغي أن يكون نفياً شبيهاً بالصلب والقتل، تثقل رجلاه ويرمى في البحر» نفى بايد عملى باشد كه به صلب و قتل بخورد و در رديف آنها قرار گيرد. مقصود از نفى، بستن چيز سنگينى به پاى محارب و به دريا انداختن اوست تا به اعماق دريا برود.
[١]. النهاية في مجرد الفقه والفتوى، ص ٧٢٠.
[٢]. التبيان، ج ٣، ص ٥٠٢.
[٣]. المبسوط، ج ٨، ص ٤٨.
[٤]. الخلاف، ج ٥، ص ٤٥٨، مسأله ٢.
[٥]. من لا يحضره الفقيه، ج ٤، ص ٦٨.