آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٩٤ - بيان مقصود از «ثلاثة أيّام»
مقدّمهى قتل است. در حالى كه در روايت غسل را بعد از پايين آوردن مطرح كرده است. از اين بيان مىفهميم صلب گاه به قتل منجر مىشود و گاه مصلوب زنده مىماند؛ لذا، معنا ندارد غسل را مقدّم بر صلب كنيم. بلكه او را به دار مىزنند، اگر پس از سه روز مرده بود، غسلش مىدهند؛ وگرنه نيازى به غسل ندارد.
از آنچه گفته شد، معلوم شد بيان صاحب رياض رحمه الله مبتلا به اشكال است. و اشكال، در گفتار شهيد ثانى و كاشف اللثام رحمهما الله جدّىتر است. لذا، امام راحل رحمه الله فرمود: «وقيل يجهّز عليه وهو مشكل». نهتنها دليلى بر فتواى اين دو بزرگوار نداريم، بلكه آيه بر خلافش دلالت دارد. زيرا، صلب را به عنوان يكى از چهار حدّ در برابر قتل آورده است، و ظاهرش اين است كه صلب عقوبتى مستقلّ است و لازم نيست به قتل منتهى گردد؛ پس از نزول نيز دليلى بر كشتن محارب نداريم.
بنابراين، روايت دوّم و سوّم به اطلاقش شامل محارب مىگردد. مىفرمايد: مصلوب را بيش از سه روز بالاى دار نگاه نداريد؛ خواه محارب باشد يا غيرمحارب.
بيان مقصود از «ثلاثة أيّام»
آيا مصلوب بايد سه شبانه روز بالاى دار بماند يا سه روز و دو شب؟ محلّ نزاع در جايى است كه در اوّل روز، مصلوب را به دار بزنند؛ مثلًا اگر صبح شنبه او را به صليب كشيدند، آيا تا صبح روز سهشنبه بايد بالاى دار باقى باشد يا تا غروب روز دوشنبه؟ امّا در صورت تلفيق، بدون شبهه، سه شب داخل در «ثلاثة أيّام» هست. لذا اگر ظهر شنبه آغاز صلب باشد، پايانش ظهر سهشنبه خواهد بود. اين صورت مورد بحث نيست، زيرا شبههاى نيست كه مراد از «ثلاثه أيّام» سهروز متوالى است نه اين كه روز به دار بياويزند و شب پايين بياورند.
علّت طرح اين مطلب، استعمال «يوم» در روايات و قرآن در هر دو معناى شبانهروز و روز است؛ ليكن در مقام ما مقصود شبانهروز است؛ زيرا، در روايت معتبرهى سكونى آمده است: «أنّ أمير المؤمنين عليه السلام صلب رجلًا بالحيرة ثلاثة أيّام ثمّ أنزله في اليوم الرابع فصلّى عليه ودفنه» [١] پايين آوردن روز چهارم دليل دخول شب سوّم در ثلاثة ايّام است؛
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٤١، باب ٥ از ابواب حدّ محارب، ح ١.