آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٩٥ - بيان مقصود از «ثلاثة أيّام»
همانطور كه دو شب متوسّط داخل است.
با اين بيان، اشكال بر شهيد ثانى رحمه الله در مسالك [١] روشن مىشود كه فرمود: سه روز معتبر است نه سه شبانهروز، و دو شب وسط به تبع داخلاند. [٢]
دفع توهّم: شكّى نيست كه ابتداى سه روز از همان زمان صلب بايد حساب شود نه از زمان موت؛ زيرا، بنا بر قول به تخيير، محارب را زنده به دار مىكشند و چهبسا ممكن است با اين صلب مرگش اتّفاق نيفتد. لذا، احتمال اين كه مبدأ آويختن به دار از زمان مرگ محارب باشد، احتمال باطلى است.
تذكّر: در عبارت تحريرالوسيله آمده است: «نعم، يمكن القول بجواز الصلب على نحو يموت به، وهو أيضاً لايخلو من إشكال». بيان شد اين عبارت ناظر به كلام صاحب رياض رحمه الله [٣] است كه مىفرمود: «يصلب حتّى يموت». ممكن است نظر امام راحل رحمه الله به كيفيّت دار زدن در اين زمان باشد كه طناب را به گردن مجرم انداخته او را به دار مىزنند كه منتهى به مرگش مىشود. مؤيّد اين مطلب جملهى: «ويمكن القول بجواز الصلب» است؛ يعنى ايشان بحث را در جواز و عدم جواز مطرح مىكند؛ در حالى كه صاحب رياض رحمه الله به صورت وجوب آن را مىفرمايد.
بنا بر اين احتمال، عبارت «لا يخلو من إشكال» ناظر به اين معنا است كه در زمان نزول آيه و صدور روايات، اينطور نبوده كه صلب هميشه مستلزم موت باشد؛ لذا، چگونه مىتوانيم كيفيّت صلب را تغيير دهيم و مجرم را به كيفيّتى كه در اين زمان متداول است دار بزنيم؟ دليلى بر مشروعيّت آن وجود ندارد.
[١]. مسالك الافهام، ج ١٥، ص ١٧.
[٢]. اين مطلب را در كتاب تفصيل الشريعه فرمودهاند.
[٣]. رياض المسائل، ج ١٠، ص ٢١٢.