آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٩٨ - بررسى معناى «نفى أرض»
در حقيقت، مرحوم صدوق رحمه الله «ارض» را به معناى خشكى گرفته است؛ و به همين جهت، مىگويد: او را بايد از خشكى دور كرد. روايتى هم اين بيان را تأييد مىكند كه در آينده نقل مىكنيم.
٤- ابنسعيد رحمه الله در جامع مىفرمايد: «نفي من الأرض بأن يغرق على قول أو يحبس على آخر أو ينفى من بلاد الإسلام سنة حتّى يتوب وكتبوا أنّه منفي محارب، فلا تؤووه ولاتعاملوه فإن أبوا قوتلوا». [١] نفى محارب از زمين به غرق كردن او بنا بر قولى، يا به حبس كردنش بنا بر قول ديگر و يا به يك سال تبعيد از بلاد اسلام تا توبه كند، صورت مىپذيرد؛ و به مشركان نامه نوشته مىشود كه او محارب است، به او جا و مكان ندهيد و با او داد و ستد نكنيد. اگر زيربار نرفتند و به او مأوى و مسكن دادند و با او معامله كردند، با آنان مقاتله مىشود.
نظر برگزيده
در تفسير و معناى آيهى شريفه اگر به ظاهر آيه اكتفا شود و كارى به روايات نداشته باشيم، «أو ينفوا من الأرض» حدّى در مقابل حدود سهگانه ديگر است؛ و ناظر به اجراى آن سه حدّ نيست.
بررسى معناى «نفى أرض»
آيا مقصود، نفى از زمين اسلام است يا نفى از زمينى كه در آن جنايت واقع شده، يا نفى از مطلق ارض است؛ يعنى بايد او را از خشكى راند و به دريا انداخت و يا نفى از مطلق ارض؛ به اين معنا كه نگذاريم در يكجا آرام بگيرد و ساكن گردد. از محل محاربه او را بيرون كنيم و به هر شهرى كه وارد مىشود، نامه بنويسيم تا با او معامله و داد و ستد نشود، مأوى و مسكن به او ندهند؛ و با اين حال، نگذاريم حالت استقرار و آرامش پيدا كند؟
در دليل احتمال اخير گفتهاند: «ارض» در آيه شريفه اطلاق دارد و مقيّد به اسلام نيست؛ زيرا، در زمان نزول آيهى شريفه ارض اسلام يك منطقهى كوچكى بود؛ چرا كه هنوز اسلام گسترش پيدا نكرده بود. لازمهى تقييد «ارض» به ارض اسلام، تخصيص اكثر
[١]. الجامع للشرايع، ص ٢٤١ و ٢٤٢.