آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣١٥ - صورت سوّم امكان اخراج مال بلعيده شده
صورت دوّم: تعذّر اخراج مال بلعيده شده
اگر سارقى در داخل حرز ليره يا مرواريد يا غير آن را بلعيد و اخراجش بهطور طبيعى متعذّر باشد، هرچند عين مال مسروقه در شكم موجود است، امّا حكم مال تلف شده را دارد، زيرا، ليره يا مرواريدى كه داخل شكم است و به هيچ وجه امكان دسترسى به آن نيست، عنوان ماليّت ندارد؛ و حكم طعام و غذا را دارد. بنابراين، اگر دزد با اين حالت خارج گردد، قطع دست واجب نمىشود.
صورت سوّم: امكان اخراج مال بلعيده شده
اگر امكان اخراج مال مسروقه از شكم سارق باشد، خواه به واسطهى استفراغ يا تخلّى، در تحريرالوسيله مىفرمايند: تحقيق مىكنيم انگيزهاش از بلعيدن چه بوده است؟ اگر بلعيدن را به عنوان راهى براى سرقت انتخاب كرده باشد، شرايط ثبوت حدّ سرقت وجود دارد، زيرا به اندازهى نصاب از حرز به قصد سرقت برداشته و بلعيده است و با امكان اخراج، مال مسروقه در حكم تلف نيست.
امّا اگر براى تميز كردن لؤلؤ آن را به دهان گذاشت و بىاختيار پايين رفت، يعنى آن را به قصد سرقت نبلعيده است، بلكه قصدش پاكيزه كردن مال مسروقه و اخراجش به طريق ديگر مانند در دست گرفتن يا در جيب گذاشتن بوده است، مىفرمايند حدّ قطع مترتّب نيست.
به نظر، اين تفصيل تمام نيست؛ زيرا، با فرض اين كه سارق قصد سرقت مال مسروقه را داشته و امكان اخراج آن از شكم او هم هست، سرقت محقّق است و شرايط ثبوت حدّ وجود دارد.
ولى اگر قصد سرقت نداشت و آن را برداشت به دهان گذاشت تا تميز شود و پس از آن تماشا كند، بهطور اتّفاقى پايين رفت، بعيد نيست در اين فرض حكم به عدم قطع كنيم؛ زيرا، قاصد اخراج مال مسروقه از حرز نبوده است و به تعبير ديگر اين اخراج از روى اختيار و ارادهاش سرنزده است؛ چرا كه بىاختيار پايين رفته است؛ و از طرفى، دزد نمىتواند در منزل مردم باقى بماند تا مال مسروقه خارج گردد، لذا صادق نيست بگوييم لؤلؤ را به اختيار و اراده از حرز خارج كرد تا حدّ قطع ثابت شود.