آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٩ - كيفيّت جمع بين روايات
فقه الحديث: در اين موثّقه سماعه فرمود: اگر كودكى دزدى كند، انگشتانش قطع مىگردد.- ظاهر روايت، بريدن انگشتان در مرتبهى اوّل است.- و امام صادق عليه السلام فرمود:
كودك دزدى را نزد امير مؤمنان عليه السلام آوردند، آن حضرت مقدارى از گوشت سر انگشتش رابريد و فرمود: اگر بار ديگر دزدى كنى، دستت را مىبرم.
اين روايت بر بريدن مقدارى از گوشت سر انگشتان دلالت دارد نه بر قطع گوشت و استخوان؛ و در مرتبهى دوّم فرمود: «قطعت يدك»، كه به ظهور يا اطلاق بر همان قطع دستى كه در مورد سارق مطرح است، دلالت دارد.
كيفيّت جمع بين روايات
برخى از فقها خواستهاند اختلاف بين اين روايتها را با مسألهى اطلاق وتقييد يا تعارض به عموم و خصوص من وجه، و رجوع در مادّهى اجتماع به عامّ فوق حلّ كنند؛ ليكن ما مبناى آن را قبول نداريم؛ لذا، از اين وجه جمع، اعراض مىكنيم؛ زيرا، چگونه امكان دارد بين روايتى كه صريح در عفو در مرتبهى اوّل است با روايتى كه صريح در عفو در مرتبهى اوّل و دوّم است، جمع به اطلاق و تقييد كرد؟
در روايت صحيحهى حلبى آمد: «إذا سرق الصبيّ عفي عنه فإن عاد عزّر»؛ [١] در روايت هفتم: «يعفى عنه مرّة»، [٢] و در روايت اوّل: «يعفى عنه مرّة ومرّتين» [٣] ذكر شد.
بعضى گفتهاند: در «يعفى عنه مرّة فإن عاد»، كلمهى «فإن عاد» اطلاق دارد؛ آن را به قرينهى روايت «يعفى عنه مرّتين» تقييد كرده و مىگوييم: اگر بعد از مرتبهى دوّم عود كند.
مسأله اطلاق و تقييد يك امر رايج است و مانعى ندارد.
روشن است اين وجه جمع صحيح نيست؛ زيرا، عود بعد از مرتبهى اوّل، مرتبهى دوّم
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٢٣، باب ٢٨ از ابواب حدّ سرقت، ح ٢.
[٢]. همان، ص ٥٢٤، ح ٧.
[٣]. همان، ص ٥٢٢، ح ١.