آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٣٧ - خروج كودك، مجنون و شوخ از عنوان محارب
بلوغ بود، در اين مسأله نيز شرط است. البتّه به قول صاحب جواهر رحمه الله كلمات فقها در باب محارب منسجم و منضبط نيست، بلكه مشوّش و مضطرب است.
فردى كه تجهيز يا تجريد سلاح مىكند ولى قصدش شوخى و هزل است نيز از تعريف محارب خارج است؛ زيرا، ارادهى جدّى بر تحقّق فساد در زمين ندارد؛ بلكه مىخواسته به عنوان شوخى و مزاح دوستان يا مردم را بترساند. روايت مؤيّدى نيز در اين باب هست:
عبداللَّه بن جعفر في (قرب الإسناد) عن عبداللَّه بن الحسن، عن جدّه عليّ بن جعفر، عن أخيه موسى بن جعفر عليهما السلام، قال: سألته عن رجل شهر إلى صاحبه بالرّمح والسّكين. فقال: إن كان يلعب فلا بأس. [١]
فقه الحديث: اين روايت مورد اعتماد است. على بن جعفر از برادرش امام هفتم عليه السلام مىپرسد: اگر مردى چاقو يا نيزه بر روى رفيقش بكشد، حكمش چيست؟
امام عليه السلام فرمود: اگر جنبهى شوخى و ملاعبه داشته، حدّى ندارد.
از سؤال راوى: «شهر إلى صاحبه بالرمح والسكين» استفاده مىشود جنبهى جدّى نداشته است؛ زيرا، مقصود از صاحب، دوست و رفيق است؛ به همين جهت، امام عليه السلام نيز حكم صورت ملاعبه را فرمود. در روايات ديگر چون مسأله به صورت جدّى مطرح بوده، امام عليه السلام نيز پاسخ، محاربهى جدّى را گفتهاند.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٣٨، باب ٢ از ابواب حدّ محارب، ح ٤.