آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٣٠
مال نطفهى مرد است كه در رحم زن واقع شده است. چيزى كه با حالات مرد و زن مىتواند ارتباط داشته باشد، حال انعقاد نطفه است؛ و الّا ولادت انتقال از مكانى به مكان ديگر، يعنى انتقال از شكم مادر به دنياى خارج است. بنابراين، احتمال مىدهيم نظر مرحوم محقّق نيز از «ولد على الإسلام»، ولادت در برابر انعقاد نطفه نباشد؛ بلكه اين تعبير را از روايات اقتباس كرده و مقصود از آن انعقاد نطفه است.
وبإسناده عن الحسين بن سعيد، عن عثمان بن عيسى، رفعه، قال: كتب عامل [غلام] أمير المؤمنين عليه السلام إليه: إنّى أصبت قوماً من المسلمين زنادقة، وقوماً من النصارى زنادقة، فكتب إليه: أمّا من كان من المسلمين ولد على الفطرة ثمّ تزندق فاضرب عنقه ولاتستتبه ومن لم يولد منهم على الفطرة فاستتبه فإن تاب وإلّا فاضرب عنقه وأمّا النصارى فما هم عليه أعظم من الزندقة. [١]
فقه الحديث: در اين مرفوعه، عثمان بن عيسى گفت: عامل يا غلام اميرمؤمنان عليه السلام به آن حضرت در نامهاى نوشت: در محل مأموريتم با گروهى از مسلمانان و مسيحيان برخورد كردهام كه زنديق شدهاند. تكليفم با آنان چيست؟
امام عليه السلام در جوابش نوشت: مسلمانانى كه بر فطرت (بر اسلام) ولادت يافتهاند، گردنشان را بزن؛ و آنانى كه ولادتشان بر اسلام نيست، توبه بده؛ اگر پذيرفتند، حدّى ندارند؛ وگرنه گردنشان را بزن. و نصارى دينشان بزرگتر از هر زندقهاى است.
در اين روايت، امام عليه السلام به «ولد على الفطرة» تعبير كرده است. فطرت به معناى اسلام است؛ و به اسلام، فطرت مىگويند؛ زيرا، خلقت، خلقت اسلامى است. فطرت و خلقت نيز از زمان انعقاد نطفه است؛ يعنى قبل از زمان تولّد، او خلقت يافته است. تعبير «ولد على الفطرة» جالبتر از «ولد على الإسلام» است.
مؤيّد يا دليلى كه مىتوان بر اين مطلب آورد، فتوايى است كه فقها در كتاب ارث در باب ارث حمل دارند. مىگويند: اگر مرد مسلمانى از دنيا رفت و همسر يا كنيزش از او
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٥٢، باب ٥ از ابواب حدّ مرتد، ح ٥.