آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٩٢ - حكم فرعهاى سهگانه
بردائي، فذهب يطلبه، فأخذ صاحبه فرفعه إلى النّبي صلى الله عليه و آله فقال النّبي صلى الله عليه و آله:
اقطعوا يده. فقال الرّجل: تقطع يده من أجل ردائي يا رسول اللَّه؟ قال: نعم، قال: فأنا أهبه له. فقال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: فهلّا كان هذا قبل أن ترفعه إليّ؟ قلت: فالإمام بمنزلته إذا رفع إليه؟ قال: نعم. قال: وسألته عن العفو قبل أن ينتهي إلى الإمام؟ فقال: حسن.
وعن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن عليّ بن الحكم، عن الحسين بن أبي العلاء قال: سألت أبا عبد اللَّه عليه السلام وذكر نحوه. [١]
فقه الحديث: حلبى از امام صادق عليه السلام پرسيد: فردى دزدش را مىگيرد؛ او را رها كند يا نزد حاكم ببرد؟ تكليفش چيست؟
امام عليه السلام فرمود: صفوان بن اميه در مسجدالحرام خوابيده بود، ردايش را گذاشت و براى تطهير از مسجد خارج شد. وقتى به مسجد برگشت ديد عبايش را دزديدهاند. گفت:
چه كسى عبايم را برده است؟ به جستجوى آن پرداخت تا سارق را پيدا كرد. او را نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله آورد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمان داد دست دزد را قطع كنند.
صفوان گفت: آيا براى رداى من دست اين بيچاره را مىبريد؟
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آرى. صفوان گفت: عبايم را به او بخشيدم- (احتمال دارد مقصود صفوان بخشيدن جرم و سرقت باشد؛ هر دو احتمال جا دارد اگرچه احتمال اوّل ظاهرتر و احتمال دوّم عرفىتر است؛ زيرا، عرف مىگويد: گذشت كردم، او را بخشيدم)-.
آن حضرت فرمود: چرا قبل از مراجعهى به من او را نبخشيدى؟ الآن هبه اثرى ندارد؛ بايد اين دست بريده شود.
حلبى به امام صادق عليه السلام گفت: آيا امام نيز همان منزلت پيامبر را داراست؟ يعنى آيا اين حكم اختصاصى نيست؟
امام عليه السلام فرمود: فرقى بين امام و پيغمبر از اين جهت نيست.
راوى پرسيد: آيا مىتوان قبل از مراجعهى به امام سارق را بخشيد؟ فرمود: كار
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٢٩، باب ١٧ از ابواب مقدّمات حدود، ح ٢.